1398/3/31


. میگفت: وقتی که آدم راه نمیره، نمیدوه، زمین هم نمیخوره؛ و این"زمین نخوردن ها" محصول "سکونِ"، نه "مهارت"! وقتی که تصمیمی نمیگیره، کاری نمیکنه، اشتباه هم نمیکنه؛ و این "اشتباه نکردن ها" محصول "انفعالِ"، نه "انتخاب"! اینارو میگفت که همراهیم کرده باشه وقتی از مشکلات و سختیهای دنیا باهاش حرف میزدم... چون می دونست هیچوقت اهل غر زدن نبودم؛ انقدر به من و روحیاتم نزدیک بود که خوب میدونست برای من معنای زندگی، معنای بودن و شدن همیشه در رفتنها و تغییر کردنها و تغییر دادنها و آزمودن ها بوده، در "حرکت" گاهی در سنگلاخ مشکلات، گاه بر فرش قرمزی در آستانه ی مقصدها و موفقیتهایی که توقف گاهم نبود ؛ می دونست که از نظر من همیشه باید رفت، چون: #رفتن_رسیدن_است، روزی که کسوت #پرواز را آویختم تا از درهای دیگری در فضای یادگرفتنِ #اجتماع و #سیاست و #فرهنگ و #اقتصاد و #مدیریت وارد دنیاهای جدید قابل تجربه در دنیای کوتاهِ بودنم شوم، فکر میکردم دیگر برای تجربه ی آسمانی پرواز نه فرصتی دارم و نه نیت و برنامه ای... اما گاهی تقدیر، تدبیرهای دیگری دارد! روزی که استاندار دغدغه مند سیستان و بلوچستان به سبب ضرورت تغییر در سیاستگذاری و مدیریت #تفتان_ایر، مسئولیت مدیرعاملی را پیشنهاد داد، از آن جهت که مدیرعامل شرکت دیگری در حوزه صنعت هستم و قانون تجارت مانع از پذیرش همزمان این دو مسئولیت بود، ناگزیر نپذیرفتم؛ اما مسیولیت شرکت هواپیمایی عرصه ای بود که هم تجربه بنگاه داری و مدیریت سازمان اقتصادی نیاز داشت، هم آشنایی با طیاره و پرواز و پیچیدگیهای آسمان نوردی، سخت بود اما باید عاشقانه و وظیفه مندانه کنار سخت کوشی و دغدغه و اراده اش برای اصلاح می ماندم؛ و چیزی که آن روز، سخت فکرم را نه مشغول که متحیر خودش کرد، این بود که اینبار #آسمان با پای خودش سراغم آمده بود و باید این تقدیر را به فال نیک میگرفتم... بویژه از شنبه که عضویت و ریاست هیات مدیره تفتان ایر پیشنهاد شد و در مشورتهای اولم با همکاران دیروز و دوستان آسمان نوردم با خیل تماسها و پیامها و پشت گرمیها و اعلام همراهیهایی مواجه شدم که سرمایه ی بسیار بسیار بسیار بزرگی را به رخم کشید... به پشت سرم که نگاه میکنم چه روزهایی گذرانده ام و چه دوستانی یافته ام و چه تجربه های بزرگی برای تمام رفتن های امروز و فردایم اندوخته ام! و میدانم هنوز: هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1398/3/31

. میگفت: وقتی که آدم راه نمیره، نمیدوه، زمین هم نمیخوره؛ و این"زمین نخوردن ها" محصول "سکونِ"، نه "مهارت"! وقتی که تصمیمی نمیگیره، کاری نمیکنه، اشتباه هم نمیکنه؛ و این "اشتباه نکردن ها" محصول "انفعالِ"، نه "انتخاب"! اینارو میگفت که همراهیم کرده باشه وقتی از مشکلات و سختیهای دنیا باهاش حرف میزدم... چون می دونست هیچوقت اهل غر زدن نبودم؛ انقدر به من و روحیاتم نزدیک بود که خوب میدونست برای من معنای زندگی، معنای بودن و شدن همیشه در رفتنها و تغییر کردنها و تغییر دادنها و آزمودن ها بوده، در "حرکت" گاهی در سنگلاخ مشکلات، گاه بر فرش قرمزی در آستانه ی مقصدها و موفقیتهایی که توقف گاهم نبود ؛ می دونست که از نظر من همیشه باید رفت، چون: #رفتن_رسیدن_است، روزی که کسوت #پرواز را آویختم تا از درهای دیگری در فضای یادگرفتنِ #اجتماع و #سیاست و #فرهنگ و #اقتصاد و #مدیریت وارد دنیاهای جدید قابل تجربه در دنیای کوتاهِ بودنم شوم، فکر میکردم دیگر برای تجربه ی آسمانی پرواز نه فرصتی دارم و نه نیت و برنامه ای... اما گاهی تقدیر، تدبیرهای دیگری دارد! روزی که استاندار دغدغه مند سیستان و بلوچستان به سبب ضرورت تغییر در سیاستگذاری و مدیریت #تفتان_ایر، مسئولیت مدیرعاملی را پیشنهاد داد، از آن جهت که مدیرعامل شرکت دیگری در حوزه صنعت هستم و قانون تجارت مانع از پذیرش همزمان این دو مسئولیت بود، ناگزیر نپذیرفتم؛ اما مسیولیت شرکت هواپیمایی عرصه ای بود که هم تجربه بنگاه داری و مدیریت سازمان اقتصادی نیاز داشت، هم آشنایی با طیاره و پرواز و پیچیدگیهای آسمان نوردی، سخت بود اما باید عاشقانه و وظیفه مندانه کنار سخت کوشی و دغدغه و اراده اش برای اصلاح می ماندم؛ و چیزی که آن روز، سخت فکرم را نه مشغول که متحیر خودش کرد، این بود که اینبار #آسمان با پای خودش سراغم آمده بود و باید این تقدیر را به فال نیک میگرفتم... بویژه از شنبه که عضویت و ریاست هیات مدیره تفتان ایر پیشنهاد شد و در مشورتهای اولم با همکاران دیروز و دوستان آسمان نوردم با خیل تماسها و پیامها و پشت گرمیها و اعلام همراهیهایی مواجه شدم که سرمایه ی بسیار بسیار بسیار بزرگی را به رخم کشید... به پشت سرم که نگاه میکنم چه روزهایی گذرانده ام و چه دوستانی یافته ام و چه تجربه های بزرگی برای تمام رفتن های امروز و فردایم اندوخته ام! و میدانم هنوز: هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1398/1/9


. صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست. #قران_کریم نحل/۱۲۷ دلم نمی آید پای صفای صادق مصاحبه ی این #مادر، نقد اجتماعی و مدح تاثیر #مطالبه_گری بنویسم، دلم نمی خواهد حتی کسی به او بگوید #گناه از تو نیست، خبط و خطا و خیانت #تخصص زدایی از مدیریتهاست! گرچه از سادگیش کلافه ام، اما صفایش نمی گذارد دلم را رضا کنم و زیرِ بغض او بنویسم حال و روز اکنونش تقاص چیست! درست در برهه ای که اربابان تا کمر در آب قدم میزنند و عکس و فیلم ثبت میکنند که بگویند ما بیگنایم، رعیت بجایشان استغفار میکند و میگوید ما #مقصریم! دیدید که... گفت: #پناه_بر_خدا، شاید تقاص گناهامه! گفتیم: ایشاله که درست میشه؛ و گفت و گفتیم؛ او با باور، ما برای باوراندن! چند بار این ثانیه ها را به تماشا نشستم، اصلا دلم به نوشتن نبود... آخر خانه اش را که آب برده، میترسم ایمانش را هم باد ببرد! بادِ غرورِ دانشِ کارآمد نشده ی ما آدم های مترقّی #عصر_جدید؛ آنوقت صبوریِ نا#امید برایش سخت میشود، زندگیِ #تدبیر ناپذیر سخت تر! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی #سیل #گلستان #آق_قلا #گمیشان #لرستان

1398/1/9

. صبر کن و صبر تو جز به [توفیق] خدا نیست. #قران_کریم نحل/۱۲۷ دلم نمی آید پای صفای صادق مصاحبه ی این #مادر، نقد اجتماعی و مدح تاثیر #مطالبه_گری بنویسم، دلم نمی خواهد حتی کسی به او بگوید #گناه از تو نیست، خبط و خطا و خیانت #تخصص زدایی از مدیریتهاست! گرچه از سادگیش کلافه ام، اما صفایش نمی گذارد دلم را رضا کنم و زیرِ بغض او بنویسم حال و روز اکنونش تقاص چیست! درست در برهه ای که اربابان تا کمر در آب قدم میزنند و عکس و فیلم ثبت میکنند که بگویند ما بیگنایم، رعیت بجایشان استغفار میکند و میگوید ما #مقصریم! دیدید که... گفت: #پناه_بر_خدا، شاید تقاص گناهامه! گفتیم: ایشاله که درست میشه؛ و گفت و گفتیم؛ او با باور، ما برای باوراندن! چند بار این ثانیه ها را به تماشا نشستم، اصلا دلم به نوشتن نبود... آخر خانه اش را که آب برده، میترسم ایمانش را هم باد ببرد! بادِ غرورِ دانشِ کارآمد نشده ی ما آدم های مترقّی #عصر_جدید؛ آنوقت صبوریِ نا#امید برایش سخت میشود، زندگیِ #تدبیر ناپذیر سخت تر! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی #سیل #گلستان #آق_قلا #گمیشان #لرستان

مشاهده

1398/1/24


. از همان سالها و با همین لحظه ها بود که برای ابد #پرواز را بخاطر سپردم؛ و هنوز... تماشای آسمان نوردی دوستانم، وصف العیشِ فرح بخشِ یادآوری چهارده سال عشق بازیم با #پرنده بودن است؛ و اینگونه، کماکان از تماشای آسمان لذت میبرم و از غوطه وری در فضای ماورای خاک، افلاکی میشوم، که زمین از آن بالا چقددددر کوچکتر از بهانه ای برای تنازعات و دویدنهایمان است... و در هر بهانه ی یادکرد شادمانیهای روزگاران پرواز، از اندوه مدام پروازهای تلخی که رنگ ابدیت گرفت هم باید نوشت... یاد و خاطره ی دوستان همرزمی که در تمام این سالهای رفته، از #آسمان برنگشتند گرامی باد: بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند...(#ابتهاج) پ.ن۱: هرکولس (c130)، طیاره ای که سالها از کار و هنر و خوشحالی و شغل و زندگی برایم خاطره ساخت پ.ن۲: این نیز بگذرد #ابراهیم_طاهرخانی-کدخدایی

1398/1/24

. از همان سالها و با همین لحظه ها بود که برای ابد #پرواز را بخاطر سپردم؛ و هنوز... تماشای آسمان نوردی دوستانم، وصف العیشِ فرح بخشِ یادآوری چهارده سال عشق بازیم با #پرنده بودن است؛ و اینگونه، کماکان از تماشای آسمان لذت میبرم و از غوطه وری در فضای ماورای خاک، افلاکی میشوم، که زمین از آن بالا چقددددر کوچکتر از بهانه ای برای تنازعات و دویدنهایمان است... و در هر بهانه ی یادکرد شادمانیهای روزگاران پرواز، از اندوه مدام پروازهای تلخی که رنگ ابدیت گرفت هم باید نوشت... یاد و خاطره ی دوستان همرزمی که در تمام این سالهای رفته، از #آسمان برنگشتند گرامی باد: بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز، سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غمِ هم پروازند...(#ابتهاج) پ.ن۱: هرکولس (c130)، طیاره ای که سالها از کار و هنر و خوشحالی و شغل و زندگی برایم خاطره ساخت پ.ن۲: این نیز بگذرد #ابراهیم_طاهرخانی-کدخدایی

مشاهده

1397/12/25


. لطفا ورق بزنید... بخشهایی از برنامه صبحگاهی #یه_روز_تازه #شبکه_تهران???? #سیستان_و_بلوچستان #پارک_علم_و_فناوری #صندوق_نوآوری_و_شکوفایی #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #سیمان_سیستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/25

. لطفا ورق بزنید... بخشهایی از برنامه صبحگاهی #یه_روز_تازه #شبکه_تهران???? #سیستان_و_بلوچستان #پارک_علم_و_فناوری #صندوق_نوآوری_و_شکوفایی #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #سیمان_سیستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/12/27


. آخرین روزهای اسفند است از سر شاخ این برهنه چنار مرغکی با ترنمی بیدار می‌زند نغمه... نیست معلومم آخرین شکوه از زمستان است... یا نخستین ترانه های بهار!؟ #شفیعی_کدکنی #تا_بهار #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/27

. آخرین روزهای اسفند است از سر شاخ این برهنه چنار مرغکی با ترنمی بیدار می‌زند نغمه... نیست معلومم آخرین شکوه از زمستان است... یا نخستین ترانه های بهار!؟ #شفیعی_کدکنی #تا_بهار #هلدینگ_همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/11/26


. #سیستان_و_بلوچستان به روایت #عشق به زودی، شبکه پنج سیما در برنامه #یه_روز_تازه روایت عبور از محدودیتها برای شکوفایی ظرفیتهای نامحدود سیستان و بلوچستان . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/11/26

. #سیستان_و_بلوچستان به روایت #عشق به زودی، شبکه پنج سیما در برنامه #یه_روز_تازه روایت عبور از محدودیتها برای شکوفایی ظرفیتهای نامحدود سیستان و بلوچستان . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/12/1


‍. جام سفالین با نقشهای متوالی بزی در حال پریدن که چرخاندن جام، حرکت نقش به سمت درخت را تداعی میکنند، #کهن‌ترین_انیمیشن_جهان شناخته شده است؛ این ایده ی پویانمایی از گوری پنج هزار ساله در شهر سوخته سیستان پیدا شده است و حالا برای دیدنش باید راهی موزه ایران‌باستان در تهران شد! معرفی این اثر که میتواند و باید نماد انیمیشن جهان و قدمت تمدن سیستان باشد، چند سالیست دغدغه ی متمرکز یک معلم جوان و عاشق سیستانیست. بسیاری از مسئولین ملی، چهره های هنری، ورزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیستان و بلوچستانیارانی که دل در گرو معرفی و شکوفاندن ظرفیتهای این دیارِ کهنِ شاهد شهنامه داشته اند، یکی از ماندگارترین و موثرترین هدایای عمرشان کوشش دلیِ #رمضان_نورا معلم هنرمند سیستانی بوده است که بجای شعار و شکوا و تماشا، چند سالیست دست به کار شده و ماکتهای جام سفالین را مانند همان عتیقه ی پنج هزار ساله ای که در موزه ایران باستان است نقش میزند و با هزینه ی عمدتا شخصی، برایشان پایه هایی منقش به تصویر مخاطبانِ منتخبش میسازد و هدیه میدهد، تا هم بعنوان فرزند متعصب و وفادار به تاریخ و فرهنگ زادبومش، از کسانی که به نوعی سیستان و بلوچستانیار بوده اند تقدیری از دل برآمده کند و هم با خلق خاطره ای هوشمندانه، آنها را سفیر معرفی قدمت و اهمیت این دیار کرده باشد... امروز نمونه هایی از این تلاش فرهنگی رمضان، تزئین دفاتر و منازل وزیر و وکیل و بازیگر و ورزشکار و پژوهشگر و گردشگر و کارآفرین و اقشار و افرادی شده است که بواسطه ی هدیه زیبایی که گرفته اند هم فلسفه و تاریخچه ی تحفه شان را مطالعه کرده اند و هم برای خیلی از اطرافیان و مراجعین و مخاطبانشان این تاریخ فاخر را تعریف کرده اند، #کار_فرهنگی یعنی این؛ #عشق_بازی کردن با #تاریخ و #هویت_وطن یعنی این، به قدر وسع که نه، "فراتر از بضاعت" اثر گذاشتن، همین عاشقانه هاییست که ممکن است از منظر خیلی ها ارزش گذاری و درک نیت نشود، من از صفای رمضان نورا یاد گرفتم؛ و بیشتر: از اینکه معلّم است و دانش آموزانی دارد که از او یاد خواهند گرفت خوشحال شدم. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/1

‍. جام سفالین با نقشهای متوالی بزی در حال پریدن که چرخاندن جام، حرکت نقش به سمت درخت را تداعی میکنند، #کهن‌ترین_انیمیشن_جهان شناخته شده است؛ این ایده ی پویانمایی از گوری پنج هزار ساله در شهر سوخته سیستان پیدا شده است و حالا برای دیدنش باید راهی موزه ایران‌باستان در تهران شد! معرفی این اثر که میتواند و باید نماد انیمیشن جهان و قدمت تمدن سیستان باشد، چند سالیست دغدغه ی متمرکز یک معلم جوان و عاشق سیستانیست. بسیاری از مسئولین ملی، چهره های هنری، ورزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و سیستان و بلوچستانیارانی که دل در گرو معرفی و شکوفاندن ظرفیتهای این دیارِ کهنِ شاهد شهنامه داشته اند، یکی از ماندگارترین و موثرترین هدایای عمرشان کوشش دلیِ #رمضان_نورا معلم هنرمند سیستانی بوده است که بجای شعار و شکوا و تماشا، چند سالیست دست به کار شده و ماکتهای جام سفالین را مانند همان عتیقه ی پنج هزار ساله ای که در موزه ایران باستان است نقش میزند و با هزینه ی عمدتا شخصی، برایشان پایه هایی منقش به تصویر مخاطبانِ منتخبش میسازد و هدیه میدهد، تا هم بعنوان فرزند متعصب و وفادار به تاریخ و فرهنگ زادبومش، از کسانی که به نوعی سیستان و بلوچستانیار بوده اند تقدیری از دل برآمده کند و هم با خلق خاطره ای هوشمندانه، آنها را سفیر معرفی قدمت و اهمیت این دیار کرده باشد... امروز نمونه هایی از این تلاش فرهنگی رمضان، تزئین دفاتر و منازل وزیر و وکیل و بازیگر و ورزشکار و پژوهشگر و گردشگر و کارآفرین و اقشار و افرادی شده است که بواسطه ی هدیه زیبایی که گرفته اند هم فلسفه و تاریخچه ی تحفه شان را مطالعه کرده اند و هم برای خیلی از اطرافیان و مراجعین و مخاطبانشان این تاریخ فاخر را تعریف کرده اند، #کار_فرهنگی یعنی این؛ #عشق_بازی کردن با #تاریخ و #هویت_وطن یعنی این، به قدر وسع که نه، "فراتر از بضاعت" اثر گذاشتن، همین عاشقانه هاییست که ممکن است از منظر خیلی ها ارزش گذاری و درک نیت نشود، من از صفای رمضان نورا یاد گرفتم؛ و بیشتر: از اینکه معلّم است و دانش آموزانی دارد که از او یاد خواهند گرفت خوشحال شدم. #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/12/1


. بانوی بلوچ سنّی مرزنشین ایرانی، سفیر آفتاب! توان و صلابت و اقتدار زن ایرانی را چنان #سفیر باش که قصه ی هیچ رستمی بی رودابه و تهمینه یارای شاهنامه شدن نداشته باشد. کمال ویژگیهای #زن ایرانی را در منظر چشم جهانیان سفیر باش، و ظرفیت رنگین کمان اقوام و وحدت مذاهب ایران زمین را فریاد شو... تراوشات هنرمندزنانی را که در خانه عشق می آفرینند، و حتی طرح های جَوَک و رُچ بر و جالار و کَپَّک و بَتنو را که از هنر دستان بلوچی دوز زنان سوزن دیارت تن پوش و حجاب کرده ای سفارت کن، شاید حضور اقوام و وحدت ادیان و هنر زنان و ترحم مادران قدری این #خشونت جهانمان را بکاهد! و به شکوفایی فردای سیستان و بلوچستانت، درست مثل نقشینه های امروز لباس سنتی که برتن داری وفادار بمان و به همه نشان بده که زادبومت توانگرتر از آن است که با #فقر و محرومیت و محدودیت معرفی شود. بگذار ایران و جهان ببیند، اگر: اینجا کویر، اینجا عطش، اینجا سراب است اینجا دیار #مردمان_آفتاب است... #سفیر_برونئی #حمیرا_ریگی #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/1

. بانوی بلوچ سنّی مرزنشین ایرانی، سفیر آفتاب! توان و صلابت و اقتدار زن ایرانی را چنان #سفیر باش که قصه ی هیچ رستمی بی رودابه و تهمینه یارای شاهنامه شدن نداشته باشد. کمال ویژگیهای #زن ایرانی را در منظر چشم جهانیان سفیر باش، و ظرفیت رنگین کمان اقوام و وحدت مذاهب ایران زمین را فریاد شو... تراوشات هنرمندزنانی را که در خانه عشق می آفرینند، و حتی طرح های جَوَک و رُچ بر و جالار و کَپَّک و بَتنو را که از هنر دستان بلوچی دوز زنان سوزن دیارت تن پوش و حجاب کرده ای سفارت کن، شاید حضور اقوام و وحدت ادیان و هنر زنان و ترحم مادران قدری این #خشونت جهانمان را بکاهد! و به شکوفایی فردای سیستان و بلوچستانت، درست مثل نقشینه های امروز لباس سنتی که برتن داری وفادار بمان و به همه نشان بده که زادبومت توانگرتر از آن است که با #فقر و محرومیت و محدودیت معرفی شود. بگذار ایران و جهان ببیند، اگر: اینجا کویر، اینجا عطش، اینجا سراب است اینجا دیار #مردمان_آفتاب است... #سفیر_برونئی #حمیرا_ریگی #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/12/3


. لطفا #هفت دقیقه وقت بگذارید و #هفت بار ورق بزنید! حرفهایم در مراسم نکوداشت و بدرقه دومین #سفیر_زن معرفی شده پس از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی در #ایران، نه فقط تحسین و تمجیدِ توانستنهای او، بلکه مرور و تعریفِ ظرفیت بزرگ #بانوان، قابلیت ناب #اقوام و استعداد خاص #مذاهب سرزمینم بود، که در معیار #شایسته_سالاری حتما و قطعا سهمشان در فرصتهای خدمت و درخشش، بسیار بسیار بیش از چیزیست که امروز در فضای دنیای مردانه ی سیاست و اقتصاد و اجتماع جریان دارد! پس، هفت دقیقه وقت بگذارید و هفت بار ورق بزنید... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/12/3

. لطفا #هفت دقیقه وقت بگذارید و #هفت بار ورق بزنید! حرفهایم در مراسم نکوداشت و بدرقه دومین #سفیر_زن معرفی شده پس از چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی در #ایران، نه فقط تحسین و تمجیدِ توانستنهای او، بلکه مرور و تعریفِ ظرفیت بزرگ #بانوان، قابلیت ناب #اقوام و استعداد خاص #مذاهب سرزمینم بود، که در معیار #شایسته_سالاری حتما و قطعا سهمشان در فرصتهای خدمت و درخشش، بسیار بسیار بیش از چیزیست که امروز در فضای دنیای مردانه ی سیاست و اقتصاد و اجتماع جریان دارد! پس، هفت دقیقه وقت بگذارید و هفت بار ورق بزنید... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده