1397/7/28


. سفر معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم #قوه_قضائیه و دبیر ستاد اقتصاد مقاومتی کشور به سیستان و بلوچستان و برگزاری جلسه ویژه کار گروه #اقتصاد_مقاومتی استان با حضور مسئولین قضایی و اجرایی و فعالان اقتصادی #سیستان_و_بلوچستان... و همچنین بازدید مسئولان قضایی، دولتی و بانکی از آخرین گامهای توسعه و کارآفرینی در هلدینگ #همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان (بزرگترین بنگاه اشتغالزای تاریخ استان) #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/7/28

. سفر معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم #قوه_قضائیه و دبیر ستاد اقتصاد مقاومتی کشور به سیستان و بلوچستان و برگزاری جلسه ویژه کار گروه #اقتصاد_مقاومتی استان با حضور مسئولین قضایی و اجرایی و فعالان اقتصادی #سیستان_و_بلوچستان... و همچنین بازدید مسئولان قضایی، دولتی و بانکی از آخرین گامهای توسعه و کارآفرینی در هلدینگ #همگامان_توسعه_سیستان_و_بلوچستان (بزرگترین بنگاه اشتغالزای تاریخ استان) #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/5/23


. اون روزها حدود ۴ سال بود که سفره ی انقلاب پهن شده بود: "بچّش رفت"... الانم حدود ۴۰ ساله که سفره ی انقلاب پهنه: "بچه هاشون میرن"! خیلی از اون بچه هایی که تو ۴ سالگی انقلاب رفتن #برنگشتن و خیلی از این بچه هایی هم که تو ۴۰ سالگی انقلاب میرن #برنمیگردن! بچه های چهارسالگیِ #انقلاب میرفتن برای ادای سهمشون که یه تکّه از خاک وطن نره، بچه های چهل سالگیش میرن با ادعای سهمشون که یه تکّه از خاک همون وطنِ... دم رفتنِ اونا: مادر اشک درد میریخت اما میگفت برو! خدا خودش هواتو داره که #حلال_زاده ی خودمی دم رفتنِ اینا: مادر اشک شوق میریزه و میگه برو، بابا خودش هواتو داره که #آقازاده ی خودمی... اونایی که جوینده بچّه های ۴ سالگی انقلابن عضو #گردان_تفحّص شدن؛ اینایی که جویای بچّه های ۴۰ سالگی انقلابن عضو کمپین #فرزندت_کجاست! و یه نکته تربیتی هم اینکه: اون حلال زاده هایی که با همه وجود پای مملکتشون وایستادن، دست آورد دوران مسئولین #خائن بودن، این آقازاده هایی که با تمام وجود پا رو مملکتشون میذارن، دست پرورده مسئولان #خادم(!) ... متاثر از حال غریب این مادرِ منتظر، یه چیزایی از تناظر اون رفتنا و این رفتنها نوشتم؛ ولی وقتی دوباره این فیلمُ دیدم، حس کردم فقط باید پای صحنه های بیقرار گریه این مادرِ انتظار "بدون شرح" مینوشتم: #فرزندت_کجاست؟ . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/5/23

. اون روزها حدود ۴ سال بود که سفره ی انقلاب پهن شده بود: "بچّش رفت"... الانم حدود ۴۰ ساله که سفره ی انقلاب پهنه: "بچه هاشون میرن"! خیلی از اون بچه هایی که تو ۴ سالگی انقلاب رفتن #برنگشتن و خیلی از این بچه هایی هم که تو ۴۰ سالگی انقلاب میرن #برنمیگردن! بچه های چهارسالگیِ #انقلاب میرفتن برای ادای سهمشون که یه تکّه از خاک وطن نره، بچه های چهل سالگیش میرن با ادعای سهمشون که یه تکّه از خاک همون وطنِ... دم رفتنِ اونا: مادر اشک درد میریخت اما میگفت برو! خدا خودش هواتو داره که #حلال_زاده ی خودمی دم رفتنِ اینا: مادر اشک شوق میریزه و میگه برو، بابا خودش هواتو داره که #آقازاده ی خودمی... اونایی که جوینده بچّه های ۴ سالگی انقلابن عضو #گردان_تفحّص شدن؛ اینایی که جویای بچّه های ۴۰ سالگی انقلابن عضو کمپین #فرزندت_کجاست! و یه نکته تربیتی هم اینکه: اون حلال زاده هایی که با همه وجود پای مملکتشون وایستادن، دست آورد دوران مسئولین #خائن بودن، این آقازاده هایی که با تمام وجود پا رو مملکتشون میذارن، دست پرورده مسئولان #خادم(!) ... متاثر از حال غریب این مادرِ منتظر، یه چیزایی از تناظر اون رفتنا و این رفتنها نوشتم؛ ولی وقتی دوباره این فیلمُ دیدم، حس کردم فقط باید پای صحنه های بیقرار گریه این مادرِ انتظار "بدون شرح" مینوشتم: #فرزندت_کجاست؟ . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/6/23


. از پیامبر اسلام نقل است: «صِنفان مِن اُمّتى اِذا صلحا صلحَت امّتى و اِذا فسدا فسدت امَّتى» هر گاه دو دسته از امت من فاسد شوند همه فاسد میشوند و اگر صالح شوند در همه اثر گذاشته و همه صالح میشوند.  سؤال كردند آن دو دسته كیانند؟  فرمود: «الفُقهاء و الاُمراء» #دانشمندان و #حاكمان... خاطرات پدرم از فرهنگ خدمتگزاری در روزهای پس از انقلاب و زمان جنگ، حکایت مردمی بود که در مسیر جانسپاری عزتمند و غیرتمند برای وطن و هموطن باهم رقابت داشتند، میگفت آخر ماه حقوقمان را در کیسه ای می ریختند و هرکس به قدر نیاز برمیداشت، مجردها حساب میکردند که همکار متاهلشان هزینه بیشتری دارد و کمتر برمیداشتند، متاهلها فکر میکردند دوست مجردشان برای ازدواج نیاز بیشتری دارد و بیشتر قناعت میکردند... درست مثل صف پوشک و نوار بهداشتی و ثبت نام سایتهای ایران خودرو و سایپا!!! #چه_شد_که_چنان_ملتی_چنین_شد؟! :«الناس بامرائهم أشبَه منهم بآبائهم» شباهت مردم به رهبرانشان، از تأثیر پذیرى آنها از پدران و مادرانشان بیشتر است. علی (ع) وقتی مردم هر روز اخبار فساد اقتصادی، زد و بندهای سیاسی، تبعیض و رانت خواریهای فراگیر و عادی شده برخی آقازاده ها و مسئولین را می شنوند و سوداگریشان از سهم و حق جامعه را می بینند، مکانیزم فرهنگ سازی در گذر زمان بطور ناخودآگاه کار خودش را میکند و قوانین #جامعه_مدنی به سمت قاعده های جنگلیِ #تنازع_برای_بقا پس رفت و افول میکند! وقتی هزار تومان بهای هر لیتر بنزین را دادم و از دکّه ی کنار پمپ بنزین بطری نیم لیتری آب را هم هزار تومان خریدم مطمئن تر شدم که این #اقتصاد_بیمار به چه گشادی، جا برای #احتکار و #اختلاس و #سوداگری رها کرده است؛ وقتی رفتار جامعه را در هجوم به سایتهای پیش ثبت نامِ بدون تعهد خودرو مرور کردم و شباهت هایش به دعوت دولتی برای پیش خرید سکه (که منجر به سودهای نجومی برخی شد) را تحلیل کردم، مطمئن تر شدم منشاء این فرهنگ گونه ی طمعکار اقتصادی، الگوهاییست که به غلط، توسط سیاست های نادرست، به جامعه تزریق شده است... جوانانی که تا پای جان برای به کرسی نشاندن آرمانهای انقلابیشان ایستادند و تا ژرفای #شهادت، برای پاسداری از خاک وطنشان هشت سال جنگیدند محصول تربیت فرهنگ ریشه دار در #تاریخ کهن ایران زمین بودند؛ به فکر بازنگری در اصول تربیتی و اصلاح فرهنگ تحمیلی به جامعه جوان امروز باشیم که محصول عملکرد ما در تاریخ ۴۰ ساله ی معاصر است! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/6/23

. از پیامبر اسلام نقل است: «صِنفان مِن اُمّتى اِذا صلحا صلحَت امّتى و اِذا فسدا فسدت امَّتى» هر گاه دو دسته از امت من فاسد شوند همه فاسد میشوند و اگر صالح شوند در همه اثر گذاشته و همه صالح میشوند.  سؤال كردند آن دو دسته كیانند؟  فرمود: «الفُقهاء و الاُمراء» #دانشمندان و #حاكمان... خاطرات پدرم از فرهنگ خدمتگزاری در روزهای پس از انقلاب و زمان جنگ، حکایت مردمی بود که در مسیر جانسپاری عزتمند و غیرتمند برای وطن و هموطن باهم رقابت داشتند، میگفت آخر ماه حقوقمان را در کیسه ای می ریختند و هرکس به قدر نیاز برمیداشت، مجردها حساب میکردند که همکار متاهلشان هزینه بیشتری دارد و کمتر برمیداشتند، متاهلها فکر میکردند دوست مجردشان برای ازدواج نیاز بیشتری دارد و بیشتر قناعت میکردند... درست مثل صف پوشک و نوار بهداشتی و ثبت نام سایتهای ایران خودرو و سایپا!!! #چه_شد_که_چنان_ملتی_چنین_شد؟! :«الناس بامرائهم أشبَه منهم بآبائهم» شباهت مردم به رهبرانشان، از تأثیر پذیرى آنها از پدران و مادرانشان بیشتر است. علی (ع) وقتی مردم هر روز اخبار فساد اقتصادی، زد و بندهای سیاسی، تبعیض و رانت خواریهای فراگیر و عادی شده برخی آقازاده ها و مسئولین را می شنوند و سوداگریشان از سهم و حق جامعه را می بینند، مکانیزم فرهنگ سازی در گذر زمان بطور ناخودآگاه کار خودش را میکند و قوانین #جامعه_مدنی به سمت قاعده های جنگلیِ #تنازع_برای_بقا پس رفت و افول میکند! وقتی هزار تومان بهای هر لیتر بنزین را دادم و از دکّه ی کنار پمپ بنزین بطری نیم لیتری آب را هم هزار تومان خریدم مطمئن تر شدم که این #اقتصاد_بیمار به چه گشادی، جا برای #احتکار و #اختلاس و #سوداگری رها کرده است؛ وقتی رفتار جامعه را در هجوم به سایتهای پیش ثبت نامِ بدون تعهد خودرو مرور کردم و شباهت هایش به دعوت دولتی برای پیش خرید سکه (که منجر به سودهای نجومی برخی شد) را تحلیل کردم، مطمئن تر شدم منشاء این فرهنگ گونه ی طمعکار اقتصادی، الگوهاییست که به غلط، توسط سیاست های نادرست، به جامعه تزریق شده است... جوانانی که تا پای جان برای به کرسی نشاندن آرمانهای انقلابیشان ایستادند و تا ژرفای #شهادت، برای پاسداری از خاک وطنشان هشت سال جنگیدند محصول تربیت فرهنگ ریشه دار در #تاریخ کهن ایران زمین بودند؛ به فکر بازنگری در اصول تربیتی و اصلاح فرهنگ تحمیلی به جامعه جوان امروز باشیم که محصول عملکرد ما در تاریخ ۴۰ ساله ی معاصر است! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/6/31


. ننگ بر ترور، نفرین بر تروریست... #اهواز_تسلیت

1397/6/31

. ننگ بر ترور، نفرین بر تروریست... #اهواز_تسلیت

مشاهده

1397/5/14


. برای توسعه اقتصادی #حمل_و_نقل گلوگاهیست که نه فقط بر #تجارت، #صنعت، #معدن و #کشاورزی، بلکه بواسطه اثر مستقیم بر گستراندن شبکه #بازار و میزان بهای تمام شده ی آنچه به دست #مردم (بعنوان مصرف کنندگان نهایی) میرسد، بر تمام شئون جامعه اثر مستقیم بزرگی دارد... مقوله ای که برای #سیاستِ کودن و عقب مانده ی جهان سوّمی فقط وقتی جلب توجه میکند که چیزی شبیه #اعتصاب_رانندگان روند جاری امور را مختل کرده باشد! در همین ایام اخیر و بعد از نابسامانی ارزی و مشکلی که در تامین دلار برای پرداخت عوارض ورود تریلیهای حمل بار صادراتی شرکت بوجود آمد با امتناع ناگزیر رانندگان از حمل بار طبق هزینه های تحمیلیِ جدید، افزایش طبیعی قیمتهای داخلی و کاهش شدید صادرات خارجی بسیاری از کالاها ایجاد شد. در این فضا داشتم درمورد تناقضات مقرراتی مملکت و گرفتاریهای تولید با دکتر احمد خودمان گپ و گفت برادرانه میکردم که انگار در بن بستهای بی منطق ایجاد شده برای شرکت دانش بنیانی که مبتکر #بزرگترین_سامانه_هوشمند_حمل_بار در ایران است، برایش سفره ی درد دل پهن کردم! شرکتی با مدیریت جوانان فارغ التحصیل از بهترین دانشگاههای ایران و اروپا که دانش و خلاقیت و انگیزه هایشان را دور هم جمع کرده اند برای درانداختن #طرحی_نو بر معضلی کهنه در حمل و نقل کشور، که بجای حمایت همه جانبه، با لجاجت و مانع تراشیهای ساختار سنتی و اصلاح گریزی سیستم دولتی مواجه شده است. به این فکر میکردیم که وقتی "مشکلات رانندگان" و "معضلات صنعت حمل بار کشور" راهکار مشترک دارد، موانع اصلاح و بهبود چیست؟! به نظرم رسید این دردهای ملّی را باید #مجلس پایش کند تا شاید شان نظارتیش را برای جمع کردن بستر #فساد و اصلاح رویه جاری در #سازمان_حمل_و_نقل_و_پایانه_ها بکار بگیرد؛ اما برای این مجلسی که غالبا یا درگیر مطالبات محلّیست یا بازیهای سیاسی و یا تظاهرات فردیِ برخی نمایندگان که از ابتدا برای حفظ نمایندگی آمده اند، چطور میشد چنین موضوع ملی، تخصصی و موثری را بدور از تکلّفات و بروکراسیهای کارشکنانه ی اداری تشریحِ اهمیّت نمود؟!! (ادامه در کامنت) @seyedeh_hamideh_Zarabadi

1397/5/14

. برای توسعه اقتصادی #حمل_و_نقل گلوگاهیست که نه فقط بر #تجارت، #صنعت، #معدن و #کشاورزی، بلکه بواسطه اثر مستقیم بر گستراندن شبکه #بازار و میزان بهای تمام شده ی آنچه به دست #مردم (بعنوان مصرف کنندگان نهایی) میرسد، بر تمام شئون جامعه اثر مستقیم بزرگی دارد... مقوله ای که برای #سیاستِ کودن و عقب مانده ی جهان سوّمی فقط وقتی جلب توجه میکند که چیزی شبیه #اعتصاب_رانندگان روند جاری امور را مختل کرده باشد! در همین ایام اخیر و بعد از نابسامانی ارزی و مشکلی که در تامین دلار برای پرداخت عوارض ورود تریلیهای حمل بار صادراتی شرکت بوجود آمد با امتناع ناگزیر رانندگان از حمل بار طبق هزینه های تحمیلیِ جدید، افزایش طبیعی قیمتهای داخلی و کاهش شدید صادرات خارجی بسیاری از کالاها ایجاد شد. در این فضا داشتم درمورد تناقضات مقرراتی مملکت و گرفتاریهای تولید با دکتر احمد خودمان گپ و گفت برادرانه میکردم که انگار در بن بستهای بی منطق ایجاد شده برای شرکت دانش بنیانی که مبتکر #بزرگترین_سامانه_هوشمند_حمل_بار در ایران است، برایش سفره ی درد دل پهن کردم! شرکتی با مدیریت جوانان فارغ التحصیل از بهترین دانشگاههای ایران و اروپا که دانش و خلاقیت و انگیزه هایشان را دور هم جمع کرده اند برای درانداختن #طرحی_نو بر معضلی کهنه در حمل و نقل کشور، که بجای حمایت همه جانبه، با لجاجت و مانع تراشیهای ساختار سنتی و اصلاح گریزی سیستم دولتی مواجه شده است. به این فکر میکردیم که وقتی "مشکلات رانندگان" و "معضلات صنعت حمل بار کشور" راهکار مشترک دارد، موانع اصلاح و بهبود چیست؟! به نظرم رسید این دردهای ملّی را باید #مجلس پایش کند تا شاید شان نظارتیش را برای جمع کردن بستر #فساد و اصلاح رویه جاری در #سازمان_حمل_و_نقل_و_پایانه_ها بکار بگیرد؛ اما برای این مجلسی که غالبا یا درگیر مطالبات محلّیست یا بازیهای سیاسی و یا تظاهرات فردیِ برخی نمایندگان که از ابتدا برای حفظ نمایندگی آمده اند، چطور میشد چنین موضوع ملی، تخصصی و موثری را بدور از تکلّفات و بروکراسیهای کارشکنانه ی اداری تشریحِ اهمیّت نمود؟!! (ادامه در کامنت) @seyedeh_hamideh_Zarabadi

مشاهده

1397/4/10


. خبر: ۲۲۵۲۴۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۹ - شماره: 3638 سرگردانی تولید در شکاف دلار و ریال ابراهیم طاهرخانی کدخدایی* #تولید_ملی، #کالای_ایرانی و #اقتصاد_مقاومتی کلیدواژه‌هایی است که در سال‌های اخیر نگاه کلان و سرفصل اقتصاد کشور را معطوف و مشغول خود کرده است؛ اما واقعیت این است که تولید در گذار سال‌ها به‌جای رسیدن به سرحد بلوغ و ثبات، دائما در گلوگاه‌های تنگتری قرار می‌گیرد. این روزها و در شرایطی که از طرفی ارز تبدیل به کالای سرمایه‌ای در فضای سوداگری‌های بازار شده است و از جانب دیگر قلدرمآبی و تحمیل #تحریم‌ها در فضای سیاست، تغییر #روابط#اقتصادی با کشورها و تحدید امکان دریافت خدمات فنی و تکنولوژیک، نوسازی ماشین آلات صنعتی و تهیه برخی مواد اولیه را دچار بی‌ثباتی و چالش جدی کرده است، تصمیم‌سازی و مدیریت مسائل جاری صنعت با تردید و مشکلاتی جدی مواجه شده است و قطعا با توجه به بالارفتن شدید ارزش جایگزینی کارخانجات، #بخش_خصوصی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه تولید را از دست داده و فضایی که با گذشت 13 سال از ابلاغ سیاست‌های اصل 44، گام‌هایی برای خصوصی‌سازی و تعدیل اقتصاد دولتی برداشته و پای‌کشان خود را به سطح امروز رسانده بود، با خالی شدن از حضور بخش خصوصی، تحمیل دولت‌ها برای ورود مجدد به تصدی‌گری را در پی خواهد داشت. #صنعت_سیمان هم به عنوان یکی از صنایع استراتژیک کشور و یکی از بازیگران اصلی توسعه، از این قاعده مستثنی نیست و از سال 82 و با تخصیص مبلغ مجموعی بالغ بر 800 میلیون یورو اعتبار از حساب ذخیره ارزی وقت، در ایام رونق مصرف سیمان طرح‌های توسعه‌ای را با چشم انداز تنوع بازارهای صادراتی، ارزآوری گسترده در کنار تأمین تقاضای داخلی تجربه نمود، اما امروز شرایط پرچالشی را به‌دلیل بدهی ارزی، نقدینگی ناکافی، بی ثباتی مقاصد صادراتی و رکود نسبی بازارهای داخلی و نهایتا شرایط متغیر و پرابهام و غیرقابل استناد داده‌ها برای برنامه‌ریزی و مدیریت صنعت می‌گذراند. شاید رشد بهت‌انگیز قیمت ارز در ایام اخیر باعث ایجاد و افزایش جذابیت‌های صادرات برای #تولید_کنندگان شده باشد، اما اثر هزینه‌های ارزی تولید نسبت به درآمدها بزرگتر بوده است. (ادامه در کامنت)

1397/4/10

. خبر: ۲۲۵۲۴۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۹ - شماره: 3638 سرگردانی تولید در شکاف دلار و ریال ابراهیم طاهرخانی کدخدایی* #تولید_ملی، #کالای_ایرانی و #اقتصاد_مقاومتی کلیدواژه‌هایی است که در سال‌های اخیر نگاه کلان و سرفصل اقتصاد کشور را معطوف و مشغول خود کرده است؛ اما واقعیت این است که تولید در گذار سال‌ها به‌جای رسیدن به سرحد بلوغ و ثبات، دائما در گلوگاه‌های تنگتری قرار می‌گیرد. این روزها و در شرایطی که از طرفی ارز تبدیل به کالای سرمایه‌ای در فضای سوداگری‌های بازار شده است و از جانب دیگر قلدرمآبی و تحمیل #تحریم‌ها در فضای سیاست، تغییر #روابط#اقتصادی با کشورها و تحدید امکان دریافت خدمات فنی و تکنولوژیک، نوسازی ماشین آلات صنعتی و تهیه برخی مواد اولیه را دچار بی‌ثباتی و چالش جدی کرده است، تصمیم‌سازی و مدیریت مسائل جاری صنعت با تردید و مشکلاتی جدی مواجه شده است و قطعا با توجه به بالارفتن شدید ارزش جایگزینی کارخانجات، #بخش_خصوصی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه تولید را از دست داده و فضایی که با گذشت 13 سال از ابلاغ سیاست‌های اصل 44، گام‌هایی برای خصوصی‌سازی و تعدیل اقتصاد دولتی برداشته و پای‌کشان خود را به سطح امروز رسانده بود، با خالی شدن از حضور بخش خصوصی، تحمیل دولت‌ها برای ورود مجدد به تصدی‌گری را در پی خواهد داشت. #صنعت_سیمان هم به عنوان یکی از صنایع استراتژیک کشور و یکی از بازیگران اصلی توسعه، از این قاعده مستثنی نیست و از سال 82 و با تخصیص مبلغ مجموعی بالغ بر 800 میلیون یورو اعتبار از حساب ذخیره ارزی وقت، در ایام رونق مصرف سیمان طرح‌های توسعه‌ای را با چشم انداز تنوع بازارهای صادراتی، ارزآوری گسترده در کنار تأمین تقاضای داخلی تجربه نمود، اما امروز شرایط پرچالشی را به‌دلیل بدهی ارزی، نقدینگی ناکافی، بی ثباتی مقاصد صادراتی و رکود نسبی بازارهای داخلی و نهایتا شرایط متغیر و پرابهام و غیرقابل استناد داده‌ها برای برنامه‌ریزی و مدیریت صنعت می‌گذراند. شاید رشد بهت‌انگیز قیمت ارز در ایام اخیر باعث ایجاد و افزایش جذابیت‌های صادرات برای #تولید_کنندگان شده باشد، اما اثر هزینه‌های ارزی تولید نسبت به درآمدها بزرگتر بوده است. (ادامه در کامنت)

مشاهده

1397/4/19


. فرصتی که باهم به نظاره ی شایستگیهای محروم مانده ی #سیستان_و_بلوچستان گذراندیم و لحظه هایی که نابرخورداریهای مظلومانه ی آن دیار کهن را برایت تعریف و تصویر کردم و گونه های خیس و نگاه متاثرت را در نشست بی شیله ی دونفره مان دیدم، فهمیدم "چنانی که مینمایی" و این همان کیمیای #انسانیت در این روزهای عادی شدن تظاهرهاست! امشب داشتم با دیدن تصاویری از دشت سیستان که دخترانش درحال جمع آوری شاخه های خشک درختچه های بیابان بودند برایشان بجای درد حلال، آرزوی رقص حرام میکردم تا فرصتی برای اعتراف گرفتن از مصیبتهایشان فراهم شود که نان زنده ماندنشان از شاخه های خشک بیابان درمی آید... داشتم مینوشتم صدا و سیما که سالهای سال برنامه ی #هنر_هفتم پخش میکرد، مرور نام شش هنر قبلی قبل از انتخاب نام برنامه را فراموش کرده و حواسش نبوده که در شبکه ای دیگر بابت #هنر_دوم اعتراف میگیرند! عجیب هم نیست؛ اینها گاف های یک بام و دو هوای ادعاها و رفتارهای جامعه ماست؛ همیشه همین بوده، ترتیبهایمان گم شده، انتظارات جامعه فهم نشده و اولویتها رعایت نشده است! حتی در دیانتی که #سیاست را در ید اختیار گرفته است، ترتیب و اولویت حرام و حلال خدا رعایت نمیشود: حق الناس، ظلم، اختلاس، خیانت، دزدی، ربا، تظاهر، فساد و هزار درد و مرض اجتماعی در کف جامعه #میرقصند اما حدّ و تعزیر و اعتراف را از رقص بی غرض دخترکان بی مرض آغاز میکنیم. و ننگ بر وقاحت #عدالت، اگر این باشد! اما محمود خان؛ آفرین بر جسارت انتخاب تو و مثل تویی که بسیارند و مردمند و انتخابشان نان تذویر و تظاهر نبوده و نیست... چقدر راست و درست گفتی درباره ندانم کاریهایی که هر روز مخاطب را از صدا و سیما دفع میکند؛ خود من هم دو سه سالیست در همین متارکه ام و خبر و خاطره ای از برنامه های سیمای میلی ندارم و حتی اخبار اعترافات را هم از فضای مجازی و از کلام و زبان #مردم میگیرم. با جسارت این پیامت #حال کردم؛ محمود خان شهریاری، فخر #ممنوع_التصویری که صراحتِ متفاوت بودنت از صدا و سیماست برازنده ی وجود! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @mahmoud_shahriarii

1397/4/19

. فرصتی که باهم به نظاره ی شایستگیهای محروم مانده ی #سیستان_و_بلوچستان گذراندیم و لحظه هایی که نابرخورداریهای مظلومانه ی آن دیار کهن را برایت تعریف و تصویر کردم و گونه های خیس و نگاه متاثرت را در نشست بی شیله ی دونفره مان دیدم، فهمیدم "چنانی که مینمایی" و این همان کیمیای #انسانیت در این روزهای عادی شدن تظاهرهاست! امشب داشتم با دیدن تصاویری از دشت سیستان که دخترانش درحال جمع آوری شاخه های خشک درختچه های بیابان بودند برایشان بجای درد حلال، آرزوی رقص حرام میکردم تا فرصتی برای اعتراف گرفتن از مصیبتهایشان فراهم شود که نان زنده ماندنشان از شاخه های خشک بیابان درمی آید... داشتم مینوشتم صدا و سیما که سالهای سال برنامه ی #هنر_هفتم پخش میکرد، مرور نام شش هنر قبلی قبل از انتخاب نام برنامه را فراموش کرده و حواسش نبوده که در شبکه ای دیگر بابت #هنر_دوم اعتراف میگیرند! عجیب هم نیست؛ اینها گاف های یک بام و دو هوای ادعاها و رفتارهای جامعه ماست؛ همیشه همین بوده، ترتیبهایمان گم شده، انتظارات جامعه فهم نشده و اولویتها رعایت نشده است! حتی در دیانتی که #سیاست را در ید اختیار گرفته است، ترتیب و اولویت حرام و حلال خدا رعایت نمیشود: حق الناس، ظلم، اختلاس، خیانت، دزدی، ربا، تظاهر، فساد و هزار درد و مرض اجتماعی در کف جامعه #میرقصند اما حدّ و تعزیر و اعتراف را از رقص بی غرض دخترکان بی مرض آغاز میکنیم. و ننگ بر وقاحت #عدالت، اگر این باشد! اما محمود خان؛ آفرین بر جسارت انتخاب تو و مثل تویی که بسیارند و مردمند و انتخابشان نان تذویر و تظاهر نبوده و نیست... چقدر راست و درست گفتی درباره ندانم کاریهایی که هر روز مخاطب را از صدا و سیما دفع میکند؛ خود من هم دو سه سالیست در همین متارکه ام و خبر و خاطره ای از برنامه های سیمای میلی ندارم و حتی اخبار اعترافات را هم از فضای مجازی و از کلام و زبان #مردم میگیرم. با جسارت این پیامت #حال کردم؛ محمود خان شهریاری، فخر #ممنوع_التصویری که صراحتِ متفاوت بودنت از صدا و سیماست برازنده ی وجود! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @mahmoud_shahriarii

مشاهده

1397/4/20


. بخیر گذشت؛ حوالی ظهر امروز باری دیگر خبر #سقوط_جنگنده اف_۴ (فانتوم) نیروی هوایی ارتش دلمان را لرزاند؛ و اکنون خدا را از عمیق جان شاکرم که دو آسمان نورد تیزپرواز و جان برکفی که چهاده سال فخر هم کسوتیشان را در خاطره ی ماندگار دارم و از گذشته ی دیروز تا همیشه ی فردا به نعمت حضورشان در آسمان امن ایران میبالم، امشب هستند و دستِ همسر و فرزند نگرانشان را در دست می فشارند و سایه ی پدریشان برقرار مانده است! سالها پیش که بعد از خبر یکی از همین سقوطها و با اطلاع از جاودانه شدن خاطرات یک دوست، با اشک و درد با دوست مشترکمان که در همین پایگاه چابهار بود تماس گرفتم، در اولین جمله اش به من گفت: "چته تو؟! هنوز عادت نکردی؟!!" و من هنوووووز عادت نکرده ام???? امروز هم یک فروند فانتوم (F4_D) روی باند پرواز پایگاه دهم شکاری چابهار غرید و باوجود غبار پیری که بر بالهای آهنینش داشت آسمان را شکافت، ولی از ماموریت آموزشی برنگشت... در حوالی گیت ورودی #منطقه_آزاد_چابهار و اطراف کوههای محل پروژه ی #فولاد_مکران و فقط چند ثانیه پیش از مرگِ طیاره، استاد خلبان سرهنگ مرادبکی و خلبان دوم پرواز با اجکتِ موفق از هواپیما خارج شدند و با آنکه بدلیل فشار طبیعی عملیات اجکت یا شدت برخورد با زمین در لحظه فرود، از ناحیه پا و کمر دچار آسیب و شکستگی شدند، کماکان دمشان گرم و سرشان سلامت است و وینگ پرواز، مدالِ سینه ی ستبرشان میماند؛ فقط پیکر پولادین پرنده ی جنگجویی که با خود دنیایی خاطره از دفاع هشت ساله داشت به کام دود و آتش رفت و ما دوباره میدانیم و میخوانیم که باید #پرواز را به خاطر سپرد که #پرنده مردنیست (حتی اگر بالهای آهنینش با دلار امروز قیمتی تر از دیروز شده باشد)! تنتان سلامت، پروازتان بلند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/4/20

. بخیر گذشت؛ حوالی ظهر امروز باری دیگر خبر #سقوط_جنگنده اف_۴ (فانتوم) نیروی هوایی ارتش دلمان را لرزاند؛ و اکنون خدا را از عمیق جان شاکرم که دو آسمان نورد تیزپرواز و جان برکفی که چهاده سال فخر هم کسوتیشان را در خاطره ی ماندگار دارم و از گذشته ی دیروز تا همیشه ی فردا به نعمت حضورشان در آسمان امن ایران میبالم، امشب هستند و دستِ همسر و فرزند نگرانشان را در دست می فشارند و سایه ی پدریشان برقرار مانده است! سالها پیش که بعد از خبر یکی از همین سقوطها و با اطلاع از جاودانه شدن خاطرات یک دوست، با اشک و درد با دوست مشترکمان که در همین پایگاه چابهار بود تماس گرفتم، در اولین جمله اش به من گفت: "چته تو؟! هنوز عادت نکردی؟!!" و من هنوووووز عادت نکرده ام???? امروز هم یک فروند فانتوم (F4_D) روی باند پرواز پایگاه دهم شکاری چابهار غرید و باوجود غبار پیری که بر بالهای آهنینش داشت آسمان را شکافت، ولی از ماموریت آموزشی برنگشت... در حوالی گیت ورودی #منطقه_آزاد_چابهار و اطراف کوههای محل پروژه ی #فولاد_مکران و فقط چند ثانیه پیش از مرگِ طیاره، استاد خلبان سرهنگ مرادبکی و خلبان دوم پرواز با اجکتِ موفق از هواپیما خارج شدند و با آنکه بدلیل فشار طبیعی عملیات اجکت یا شدت برخورد با زمین در لحظه فرود، از ناحیه پا و کمر دچار آسیب و شکستگی شدند، کماکان دمشان گرم و سرشان سلامت است و وینگ پرواز، مدالِ سینه ی ستبرشان میماند؛ فقط پیکر پولادین پرنده ی جنگجویی که با خود دنیایی خاطره از دفاع هشت ساله داشت به کام دود و آتش رفت و ما دوباره میدانیم و میخوانیم که باید #پرواز را به خاطر سپرد که #پرنده مردنیست (حتی اگر بالهای آهنینش با دلار امروز قیمتی تر از دیروز شده باشد)! تنتان سلامت، پروازتان بلند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/4/1


. #دفاع_مقدس #ایران_اسپانیا #ایران_عراق #حراست_از_مرزهای_اقتدار #دفاع، مقدس است؛ گفتنش ساده است، نوشتنش ساده تر، اما درست "دفاع کردن" غیرت میخواد، معرفت میطلبد، مدافع که باشی، وقتی درباره وطن حرف میزنی #قربانت_شوم و جانم به فدایت نمیتواند شعار باشد و تظاهر، وطن که به خطر افتاد، باید سَر بسپاری چه برای خاکش، چه نامش و چه حیثیتش... وقتی بچه های تیم ملی فوتبالمان مردانه دفاع کردند و غرور ملیمان جان دوباره گرفت، باختمان را هم قدرشناسانه بُرد دیدیم، از غیرت ایرانی به وجد آمدیم مثل هشت ساله ی جنگ که در برابر تجمع برانداز جهانی مردانه دفاع کرده بودیم... #همه_باهم به مدافعانِ نام ایران در مستطیل سبز بالیدیم، چون فوتبال را همه میشناسیم، اندازه رقیب را همه میدانیم و ارزش دفاع جانانه اش را همگی میفهمیم... باید قدر و قیمت دفاع از مرزهای اقتدار ایران را، و ارزش #امنیت را هم همگی #بفهمیم! #مرزبانی را درک کنیم، وقتی معنایش ایستادن در مصاف جان نرم و گلوله ی سخت است... به قدر احترام آنهایی که به حد جانشان برای وطن ایستاده اند #بایستیم؛ چون درست در نود دقیقه ای که ضربان قلبمان در تماشای مدافعان دروازه تیم ملی (بنام وطن) در نوسان میطپید، قلبهایی برای بسته نگه داشتن دروازه های ورود به خاک ایران (برای وطن) از تپش ایستاد! مرزبانهای هنگ مرزی زابل در پاسگاه تپه طالب خان هم غیرتمندانه از دروازه های ورودی ایران زمین دفاع کردند اما بازی خونشان پخش مستقیم نداشت! قدردان مردان ملی مستطیل سبزِ غرور هستیم که از نام بزرگ حریف نهراسیدند، قدر بدانیم مرزبانهایی را که از قدرت، جمعیت، جسارت، شرارت و گلوله نمیهراسند و متعرض به حدود مسئولیتشان از هرکجا و با هر قدرت و قوتی که باشد، جان جوان میدهند و مجال جهان نه... روح مدافعان وطن، "استوار دوم محسن شهرکی و سرباز وظیفه جلال بهبودی" که همزمان با دفاع از دروازه ی ایران در جام جهانی در دفاع از مرز ایران در گستره ی جهانی #شهید شدند، "شاد"... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/4/1

. #دفاع_مقدس #ایران_اسپانیا #ایران_عراق #حراست_از_مرزهای_اقتدار #دفاع، مقدس است؛ گفتنش ساده است، نوشتنش ساده تر، اما درست "دفاع کردن" غیرت میخواد، معرفت میطلبد، مدافع که باشی، وقتی درباره وطن حرف میزنی #قربانت_شوم و جانم به فدایت نمیتواند شعار باشد و تظاهر، وطن که به خطر افتاد، باید سَر بسپاری چه برای خاکش، چه نامش و چه حیثیتش... وقتی بچه های تیم ملی فوتبالمان مردانه دفاع کردند و غرور ملیمان جان دوباره گرفت، باختمان را هم قدرشناسانه بُرد دیدیم، از غیرت ایرانی به وجد آمدیم مثل هشت ساله ی جنگ که در برابر تجمع برانداز جهانی مردانه دفاع کرده بودیم... #همه_باهم به مدافعانِ نام ایران در مستطیل سبز بالیدیم، چون فوتبال را همه میشناسیم، اندازه رقیب را همه میدانیم و ارزش دفاع جانانه اش را همگی میفهمیم... باید قدر و قیمت دفاع از مرزهای اقتدار ایران را، و ارزش #امنیت را هم همگی #بفهمیم! #مرزبانی را درک کنیم، وقتی معنایش ایستادن در مصاف جان نرم و گلوله ی سخت است... به قدر احترام آنهایی که به حد جانشان برای وطن ایستاده اند #بایستیم؛ چون درست در نود دقیقه ای که ضربان قلبمان در تماشای مدافعان دروازه تیم ملی (بنام وطن) در نوسان میطپید، قلبهایی برای بسته نگه داشتن دروازه های ورود به خاک ایران (برای وطن) از تپش ایستاد! مرزبانهای هنگ مرزی زابل در پاسگاه تپه طالب خان هم غیرتمندانه از دروازه های ورودی ایران زمین دفاع کردند اما بازی خونشان پخش مستقیم نداشت! قدردان مردان ملی مستطیل سبزِ غرور هستیم که از نام بزرگ حریف نهراسیدند، قدر بدانیم مرزبانهایی را که از قدرت، جمعیت، جسارت، شرارت و گلوله نمیهراسند و متعرض به حدود مسئولیتشان از هرکجا و با هر قدرت و قوتی که باشد، جان جوان میدهند و مجال جهان نه... روح مدافعان وطن، "استوار دوم محسن شهرکی و سرباز وظیفه جلال بهبودی" که همزمان با دفاع از دروازه ی ایران در جام جهانی در دفاع از مرز ایران در گستره ی جهانی #شهید شدند، "شاد"... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده