1397/4/10


. خبر: ۲۲۵۲۴۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۹ - شماره: 3638 سرگردانی تولید در شکاف دلار و ریال ابراهیم طاهرخانی کدخدایی* #تولید_ملی، #کالای_ایرانی و #اقتصاد_مقاومتی کلیدواژه‌هایی است که در سال‌های اخیر نگاه کلان و سرفصل اقتصاد کشور را معطوف و مشغول خود کرده است؛ اما واقعیت این است که تولید در گذار سال‌ها به‌جای رسیدن به سرحد بلوغ و ثبات، دائما در گلوگاه‌های تنگتری قرار می‌گیرد. این روزها و در شرایطی که از طرفی ارز تبدیل به کالای سرمایه‌ای در فضای سوداگری‌های بازار شده است و از جانب دیگر قلدرمآبی و تحمیل #تحریم‌ها در فضای سیاست، تغییر #روابط#اقتصادی با کشورها و تحدید امکان دریافت خدمات فنی و تکنولوژیک، نوسازی ماشین آلات صنعتی و تهیه برخی مواد اولیه را دچار بی‌ثباتی و چالش جدی کرده است، تصمیم‌سازی و مدیریت مسائل جاری صنعت با تردید و مشکلاتی جدی مواجه شده است و قطعا با توجه به بالارفتن شدید ارزش جایگزینی کارخانجات، #بخش_خصوصی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه تولید را از دست داده و فضایی که با گذشت 13 سال از ابلاغ سیاست‌های اصل 44، گام‌هایی برای خصوصی‌سازی و تعدیل اقتصاد دولتی برداشته و پای‌کشان خود را به سطح امروز رسانده بود، با خالی شدن از حضور بخش خصوصی، تحمیل دولت‌ها برای ورود مجدد به تصدی‌گری را در پی خواهد داشت. #صنعت_سیمان هم به عنوان یکی از صنایع استراتژیک کشور و یکی از بازیگران اصلی توسعه، از این قاعده مستثنی نیست و از سال 82 و با تخصیص مبلغ مجموعی بالغ بر 800 میلیون یورو اعتبار از حساب ذخیره ارزی وقت، در ایام رونق مصرف سیمان طرح‌های توسعه‌ای را با چشم انداز تنوع بازارهای صادراتی، ارزآوری گسترده در کنار تأمین تقاضای داخلی تجربه نمود، اما امروز شرایط پرچالشی را به‌دلیل بدهی ارزی، نقدینگی ناکافی، بی ثباتی مقاصد صادراتی و رکود نسبی بازارهای داخلی و نهایتا شرایط متغیر و پرابهام و غیرقابل استناد داده‌ها برای برنامه‌ریزی و مدیریت صنعت می‌گذراند. شاید رشد بهت‌انگیز قیمت ارز در ایام اخیر باعث ایجاد و افزایش جذابیت‌های صادرات برای #تولید_کنندگان شده باشد، اما اثر هزینه‌های ارزی تولید نسبت به درآمدها بزرگتر بوده است. (ادامه در کامنت)

1397/4/10

. خبر: ۲۲۵۲۴۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۴/۹ - شماره: 3638 سرگردانی تولید در شکاف دلار و ریال ابراهیم طاهرخانی کدخدایی* #تولید_ملی، #کالای_ایرانی و #اقتصاد_مقاومتی کلیدواژه‌هایی است که در سال‌های اخیر نگاه کلان و سرفصل اقتصاد کشور را معطوف و مشغول خود کرده است؛ اما واقعیت این است که تولید در گذار سال‌ها به‌جای رسیدن به سرحد بلوغ و ثبات، دائما در گلوگاه‌های تنگتری قرار می‌گیرد. این روزها و در شرایطی که از طرفی ارز تبدیل به کالای سرمایه‌ای در فضای سوداگری‌های بازار شده است و از جانب دیگر قلدرمآبی و تحمیل #تحریم‌ها در فضای سیاست، تغییر #روابط#اقتصادی با کشورها و تحدید امکان دریافت خدمات فنی و تکنولوژیک، نوسازی ماشین آلات صنعتی و تهیه برخی مواد اولیه را دچار بی‌ثباتی و چالش جدی کرده است، تصمیم‌سازی و مدیریت مسائل جاری صنعت با تردید و مشکلاتی جدی مواجه شده است و قطعا با توجه به بالارفتن شدید ارزش جایگزینی کارخانجات، #بخش_خصوصی انگیزه‌های سرمایه‌گذاری در حوزه تولید را از دست داده و فضایی که با گذشت 13 سال از ابلاغ سیاست‌های اصل 44، گام‌هایی برای خصوصی‌سازی و تعدیل اقتصاد دولتی برداشته و پای‌کشان خود را به سطح امروز رسانده بود، با خالی شدن از حضور بخش خصوصی، تحمیل دولت‌ها برای ورود مجدد به تصدی‌گری را در پی خواهد داشت. #صنعت_سیمان هم به عنوان یکی از صنایع استراتژیک کشور و یکی از بازیگران اصلی توسعه، از این قاعده مستثنی نیست و از سال 82 و با تخصیص مبلغ مجموعی بالغ بر 800 میلیون یورو اعتبار از حساب ذخیره ارزی وقت، در ایام رونق مصرف سیمان طرح‌های توسعه‌ای را با چشم انداز تنوع بازارهای صادراتی، ارزآوری گسترده در کنار تأمین تقاضای داخلی تجربه نمود، اما امروز شرایط پرچالشی را به‌دلیل بدهی ارزی، نقدینگی ناکافی، بی ثباتی مقاصد صادراتی و رکود نسبی بازارهای داخلی و نهایتا شرایط متغیر و پرابهام و غیرقابل استناد داده‌ها برای برنامه‌ریزی و مدیریت صنعت می‌گذراند. شاید رشد بهت‌انگیز قیمت ارز در ایام اخیر باعث ایجاد و افزایش جذابیت‌های صادرات برای #تولید_کنندگان شده باشد، اما اثر هزینه‌های ارزی تولید نسبت به درآمدها بزرگتر بوده است. (ادامه در کامنت)

مشاهده

1397/4/19


. فرصتی که باهم به نظاره ی شایستگیهای محروم مانده ی #سیستان_و_بلوچستان گذراندیم و لحظه هایی که نابرخورداریهای مظلومانه ی آن دیار کهن را برایت تعریف و تصویر کردم و گونه های خیس و نگاه متاثرت را در نشست بی شیله ی دونفره مان دیدم، فهمیدم "چنانی که مینمایی" و این همان کیمیای #انسانیت در این روزهای عادی شدن تظاهرهاست! امشب داشتم با دیدن تصاویری از دشت سیستان که دخترانش درحال جمع آوری شاخه های خشک درختچه های بیابان بودند برایشان بجای درد حلال، آرزوی رقص حرام میکردم تا فرصتی برای اعتراف گرفتن از مصیبتهایشان فراهم شود که نان زنده ماندنشان از شاخه های خشک بیابان درمی آید... داشتم مینوشتم صدا و سیما که سالهای سال برنامه ی #هنر_هفتم پخش میکرد، مرور نام شش هنر قبلی قبل از انتخاب نام برنامه را فراموش کرده و حواسش نبوده که در شبکه ای دیگر بابت #هنر_دوم اعتراف میگیرند! عجیب هم نیست؛ اینها گاف های یک بام و دو هوای ادعاها و رفتارهای جامعه ماست؛ همیشه همین بوده، ترتیبهایمان گم شده، انتظارات جامعه فهم نشده و اولویتها رعایت نشده است! حتی در دیانتی که #سیاست را در ید اختیار گرفته است، ترتیب و اولویت حرام و حلال خدا رعایت نمیشود: حق الناس، ظلم، اختلاس، خیانت، دزدی، ربا، تظاهر، فساد و هزار درد و مرض اجتماعی در کف جامعه #میرقصند اما حدّ و تعزیر و اعتراف را از رقص بی غرض دخترکان بی مرض آغاز میکنیم. و ننگ بر وقاحت #عدالت، اگر این باشد! اما محمود خان؛ آفرین بر جسارت انتخاب تو و مثل تویی که بسیارند و مردمند و انتخابشان نان تذویر و تظاهر نبوده و نیست... چقدر راست و درست گفتی درباره ندانم کاریهایی که هر روز مخاطب را از صدا و سیما دفع میکند؛ خود من هم دو سه سالیست در همین متارکه ام و خبر و خاطره ای از برنامه های سیمای میلی ندارم و حتی اخبار اعترافات را هم از فضای مجازی و از کلام و زبان #مردم میگیرم. با جسارت این پیامت #حال کردم؛ محمود خان شهریاری، فخر #ممنوع_التصویری که صراحتِ متفاوت بودنت از صدا و سیماست برازنده ی وجود! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @mahmoud_shahriarii

1397/4/19

. فرصتی که باهم به نظاره ی شایستگیهای محروم مانده ی #سیستان_و_بلوچستان گذراندیم و لحظه هایی که نابرخورداریهای مظلومانه ی آن دیار کهن را برایت تعریف و تصویر کردم و گونه های خیس و نگاه متاثرت را در نشست بی شیله ی دونفره مان دیدم، فهمیدم "چنانی که مینمایی" و این همان کیمیای #انسانیت در این روزهای عادی شدن تظاهرهاست! امشب داشتم با دیدن تصاویری از دشت سیستان که دخترانش درحال جمع آوری شاخه های خشک درختچه های بیابان بودند برایشان بجای درد حلال، آرزوی رقص حرام میکردم تا فرصتی برای اعتراف گرفتن از مصیبتهایشان فراهم شود که نان زنده ماندنشان از شاخه های خشک بیابان درمی آید... داشتم مینوشتم صدا و سیما که سالهای سال برنامه ی #هنر_هفتم پخش میکرد، مرور نام شش هنر قبلی قبل از انتخاب نام برنامه را فراموش کرده و حواسش نبوده که در شبکه ای دیگر بابت #هنر_دوم اعتراف میگیرند! عجیب هم نیست؛ اینها گاف های یک بام و دو هوای ادعاها و رفتارهای جامعه ماست؛ همیشه همین بوده، ترتیبهایمان گم شده، انتظارات جامعه فهم نشده و اولویتها رعایت نشده است! حتی در دیانتی که #سیاست را در ید اختیار گرفته است، ترتیب و اولویت حرام و حلال خدا رعایت نمیشود: حق الناس، ظلم، اختلاس، خیانت، دزدی، ربا، تظاهر، فساد و هزار درد و مرض اجتماعی در کف جامعه #میرقصند اما حدّ و تعزیر و اعتراف را از رقص بی غرض دخترکان بی مرض آغاز میکنیم. و ننگ بر وقاحت #عدالت، اگر این باشد! اما محمود خان؛ آفرین بر جسارت انتخاب تو و مثل تویی که بسیارند و مردمند و انتخابشان نان تذویر و تظاهر نبوده و نیست... چقدر راست و درست گفتی درباره ندانم کاریهایی که هر روز مخاطب را از صدا و سیما دفع میکند؛ خود من هم دو سه سالیست در همین متارکه ام و خبر و خاطره ای از برنامه های سیمای میلی ندارم و حتی اخبار اعترافات را هم از فضای مجازی و از کلام و زبان #مردم میگیرم. با جسارت این پیامت #حال کردم؛ محمود خان شهریاری، فخر #ممنوع_التصویری که صراحتِ متفاوت بودنت از صدا و سیماست برازنده ی وجود! #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی @mahmoud_shahriarii

مشاهده

1397/4/20


. بخیر گذشت؛ حوالی ظهر امروز باری دیگر خبر #سقوط_جنگنده اف_۴ (فانتوم) نیروی هوایی ارتش دلمان را لرزاند؛ و اکنون خدا را از عمیق جان شاکرم که دو آسمان نورد تیزپرواز و جان برکفی که چهاده سال فخر هم کسوتیشان را در خاطره ی ماندگار دارم و از گذشته ی دیروز تا همیشه ی فردا به نعمت حضورشان در آسمان امن ایران میبالم، امشب هستند و دستِ همسر و فرزند نگرانشان را در دست می فشارند و سایه ی پدریشان برقرار مانده است! سالها پیش که بعد از خبر یکی از همین سقوطها و با اطلاع از جاودانه شدن خاطرات یک دوست، با اشک و درد با دوست مشترکمان که در همین پایگاه چابهار بود تماس گرفتم، در اولین جمله اش به من گفت: "چته تو؟! هنوز عادت نکردی؟!!" و من هنوووووز عادت نکرده ام???? امروز هم یک فروند فانتوم (F4_D) روی باند پرواز پایگاه دهم شکاری چابهار غرید و باوجود غبار پیری که بر بالهای آهنینش داشت آسمان را شکافت، ولی از ماموریت آموزشی برنگشت... در حوالی گیت ورودی #منطقه_آزاد_چابهار و اطراف کوههای محل پروژه ی #فولاد_مکران و فقط چند ثانیه پیش از مرگِ طیاره، استاد خلبان سرهنگ مرادبکی و خلبان دوم پرواز با اجکتِ موفق از هواپیما خارج شدند و با آنکه بدلیل فشار طبیعی عملیات اجکت یا شدت برخورد با زمین در لحظه فرود، از ناحیه پا و کمر دچار آسیب و شکستگی شدند، کماکان دمشان گرم و سرشان سلامت است و وینگ پرواز، مدالِ سینه ی ستبرشان میماند؛ فقط پیکر پولادین پرنده ی جنگجویی که با خود دنیایی خاطره از دفاع هشت ساله داشت به کام دود و آتش رفت و ما دوباره میدانیم و میخوانیم که باید #پرواز را به خاطر سپرد که #پرنده مردنیست (حتی اگر بالهای آهنینش با دلار امروز قیمتی تر از دیروز شده باشد)! تنتان سلامت، پروازتان بلند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/4/20

. بخیر گذشت؛ حوالی ظهر امروز باری دیگر خبر #سقوط_جنگنده اف_۴ (فانتوم) نیروی هوایی ارتش دلمان را لرزاند؛ و اکنون خدا را از عمیق جان شاکرم که دو آسمان نورد تیزپرواز و جان برکفی که چهاده سال فخر هم کسوتیشان را در خاطره ی ماندگار دارم و از گذشته ی دیروز تا همیشه ی فردا به نعمت حضورشان در آسمان امن ایران میبالم، امشب هستند و دستِ همسر و فرزند نگرانشان را در دست می فشارند و سایه ی پدریشان برقرار مانده است! سالها پیش که بعد از خبر یکی از همین سقوطها و با اطلاع از جاودانه شدن خاطرات یک دوست، با اشک و درد با دوست مشترکمان که در همین پایگاه چابهار بود تماس گرفتم، در اولین جمله اش به من گفت: "چته تو؟! هنوز عادت نکردی؟!!" و من هنوووووز عادت نکرده ام???? امروز هم یک فروند فانتوم (F4_D) روی باند پرواز پایگاه دهم شکاری چابهار غرید و باوجود غبار پیری که بر بالهای آهنینش داشت آسمان را شکافت، ولی از ماموریت آموزشی برنگشت... در حوالی گیت ورودی #منطقه_آزاد_چابهار و اطراف کوههای محل پروژه ی #فولاد_مکران و فقط چند ثانیه پیش از مرگِ طیاره، استاد خلبان سرهنگ مرادبکی و خلبان دوم پرواز با اجکتِ موفق از هواپیما خارج شدند و با آنکه بدلیل فشار طبیعی عملیات اجکت یا شدت برخورد با زمین در لحظه فرود، از ناحیه پا و کمر دچار آسیب و شکستگی شدند، کماکان دمشان گرم و سرشان سلامت است و وینگ پرواز، مدالِ سینه ی ستبرشان میماند؛ فقط پیکر پولادین پرنده ی جنگجویی که با خود دنیایی خاطره از دفاع هشت ساله داشت به کام دود و آتش رفت و ما دوباره میدانیم و میخوانیم که باید #پرواز را به خاطر سپرد که #پرنده مردنیست (حتی اگر بالهای آهنینش با دلار امروز قیمتی تر از دیروز شده باشد)! تنتان سلامت، پروازتان بلند... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/4/1


. #دفاع_مقدس #ایران_اسپانیا #ایران_عراق #حراست_از_مرزهای_اقتدار #دفاع، مقدس است؛ گفتنش ساده است، نوشتنش ساده تر، اما درست "دفاع کردن" غیرت میخواد، معرفت میطلبد، مدافع که باشی، وقتی درباره وطن حرف میزنی #قربانت_شوم و جانم به فدایت نمیتواند شعار باشد و تظاهر، وطن که به خطر افتاد، باید سَر بسپاری چه برای خاکش، چه نامش و چه حیثیتش... وقتی بچه های تیم ملی فوتبالمان مردانه دفاع کردند و غرور ملیمان جان دوباره گرفت، باختمان را هم قدرشناسانه بُرد دیدیم، از غیرت ایرانی به وجد آمدیم مثل هشت ساله ی جنگ که در برابر تجمع برانداز جهانی مردانه دفاع کرده بودیم... #همه_باهم به مدافعانِ نام ایران در مستطیل سبز بالیدیم، چون فوتبال را همه میشناسیم، اندازه رقیب را همه میدانیم و ارزش دفاع جانانه اش را همگی میفهمیم... باید قدر و قیمت دفاع از مرزهای اقتدار ایران را، و ارزش #امنیت را هم همگی #بفهمیم! #مرزبانی را درک کنیم، وقتی معنایش ایستادن در مصاف جان نرم و گلوله ی سخت است... به قدر احترام آنهایی که به حد جانشان برای وطن ایستاده اند #بایستیم؛ چون درست در نود دقیقه ای که ضربان قلبمان در تماشای مدافعان دروازه تیم ملی (بنام وطن) در نوسان میطپید، قلبهایی برای بسته نگه داشتن دروازه های ورود به خاک ایران (برای وطن) از تپش ایستاد! مرزبانهای هنگ مرزی زابل در پاسگاه تپه طالب خان هم غیرتمندانه از دروازه های ورودی ایران زمین دفاع کردند اما بازی خونشان پخش مستقیم نداشت! قدردان مردان ملی مستطیل سبزِ غرور هستیم که از نام بزرگ حریف نهراسیدند، قدر بدانیم مرزبانهایی را که از قدرت، جمعیت، جسارت، شرارت و گلوله نمیهراسند و متعرض به حدود مسئولیتشان از هرکجا و با هر قدرت و قوتی که باشد، جان جوان میدهند و مجال جهان نه... روح مدافعان وطن، "استوار دوم محسن شهرکی و سرباز وظیفه جلال بهبودی" که همزمان با دفاع از دروازه ی ایران در جام جهانی در دفاع از مرز ایران در گستره ی جهانی #شهید شدند، "شاد"... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/4/1

. #دفاع_مقدس #ایران_اسپانیا #ایران_عراق #حراست_از_مرزهای_اقتدار #دفاع، مقدس است؛ گفتنش ساده است، نوشتنش ساده تر، اما درست "دفاع کردن" غیرت میخواد، معرفت میطلبد، مدافع که باشی، وقتی درباره وطن حرف میزنی #قربانت_شوم و جانم به فدایت نمیتواند شعار باشد و تظاهر، وطن که به خطر افتاد، باید سَر بسپاری چه برای خاکش، چه نامش و چه حیثیتش... وقتی بچه های تیم ملی فوتبالمان مردانه دفاع کردند و غرور ملیمان جان دوباره گرفت، باختمان را هم قدرشناسانه بُرد دیدیم، از غیرت ایرانی به وجد آمدیم مثل هشت ساله ی جنگ که در برابر تجمع برانداز جهانی مردانه دفاع کرده بودیم... #همه_باهم به مدافعانِ نام ایران در مستطیل سبز بالیدیم، چون فوتبال را همه میشناسیم، اندازه رقیب را همه میدانیم و ارزش دفاع جانانه اش را همگی میفهمیم... باید قدر و قیمت دفاع از مرزهای اقتدار ایران را، و ارزش #امنیت را هم همگی #بفهمیم! #مرزبانی را درک کنیم، وقتی معنایش ایستادن در مصاف جان نرم و گلوله ی سخت است... به قدر احترام آنهایی که به حد جانشان برای وطن ایستاده اند #بایستیم؛ چون درست در نود دقیقه ای که ضربان قلبمان در تماشای مدافعان دروازه تیم ملی (بنام وطن) در نوسان میطپید، قلبهایی برای بسته نگه داشتن دروازه های ورود به خاک ایران (برای وطن) از تپش ایستاد! مرزبانهای هنگ مرزی زابل در پاسگاه تپه طالب خان هم غیرتمندانه از دروازه های ورودی ایران زمین دفاع کردند اما بازی خونشان پخش مستقیم نداشت! قدردان مردان ملی مستطیل سبزِ غرور هستیم که از نام بزرگ حریف نهراسیدند، قدر بدانیم مرزبانهایی را که از قدرت، جمعیت، جسارت، شرارت و گلوله نمیهراسند و متعرض به حدود مسئولیتشان از هرکجا و با هر قدرت و قوتی که باشد، جان جوان میدهند و مجال جهان نه... روح مدافعان وطن، "استوار دوم محسن شهرکی و سرباز وظیفه جلال بهبودی" که همزمان با دفاع از دروازه ی ایران در جام جهانی در دفاع از مرز ایران در گستره ی جهانی #شهید شدند، "شاد"... #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/4/3


. گیریم همه شاخصهای تورمی مملکت در حباب است! مسئول استحاله نشدن اقتصاد کشور در #حباب کیست؟ #امید این مردم میرود تا در حباب و کفِ #تدبیرِ حاکم بر کشور غرق شود... البته با آنطرفیهای این بازی سیاست هم حرف داریم که این روزها بجای نگرانی وضع مردم از تنگنای اوضاع دولت خوشحالند: اگر #برجام پوچ بود، چرا پاره شدنش توسط فقط یک عضو، بجای پاره کردن قطعنامه دان #دشمن با دهان #دوست چنین کرد؟! اگر نخواهیم لفظ سنگین #خیانت را بکار ببریم، چرا باید روابط ملّی متاثر از تامین منافع اقتصادی خواص شود؟! آیا در تقابل و فشار حاصل از جنگ قدرت و دعواهای سیاسی داخلی و سهم طلبیهای جناحی که گاهی منافع ملی را هم هزینه ی نمایش جناحی میکند، استخوانِ خرد شده از #مردم هم در نظر گرفته میشود؟! جامعه امروز، در تماشای سقوط ارزشها (نه فقط ارزش پول جیبشان، بلکه همه ی ارزشها) گیج و متحیر است و دچار کرختی و بهت خاصی شده، مردم چون "کاری از دستشان بر نمیآید" تماشاچی شده اند، اما به همان دلیل که "کاری از دستشان بر نمیآید" بشدت عصبی و تحت فشار روانیند... درست مثل هوادارهایی که تیمشان در تورنمنت حذفی ۳-۰ عقب است ولی مربی محافظه کار روی نیمکت لم داده و بازیکنان ملاحظه کار در زمین قدم میزنند! حتی اگر با فرض محال، بشود آب رفته از اقتصاد را به جوی رشد و رونق برگرداند، برای بازگرداندن ثبات روانی به افراد و قوام اجتماعی به جامعه چه میتوان کرد؟... امروز حدود ۵ ساعت در راهروی یک بیمارستان منتظر بودم و ۶ بحث و دعوای بیخود و بلاوجه دیدم که فریاد میزد مردم تهران و ایران عصبی و خسته اند! از #دولتی حرف میزنم که تماشاچی رشد حباب خودخوانده شده و از #ملتی میگویم که ریالش را دلار میکند که در سراشیبی باخت یک روز دیرتر ببازد، غافل از بازیش در زمین حریف... نگاه استراتژیکمان نوک دماغ را انتهای دنیا درنظر گرفته است! مسئولینی غرق نمایش و مردمی غرق تماشا... هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست... شاید روزی #نجات ظهور کند. و خجالت بکشیم از ادعاهای ثبت شده در تاریخ؛ ادعای #تغییر ادعای #تدبیر دقت کنید و ببینید این روزها سوال تکراری مردم از همدیگر درباره ی حاکمیت فردا چیست؟!!! شاید وقت حرف زدن درباره پشت پرده ها هم فرارسیده باشد؛ آقای #دکتر_جهانگیری؛ رمَضان رفت و هلال شوال نیمه را رد کرد، قرار بود بعد رمضان با مردم درباره مشکلات دولت صحبت کنید؛ سراپا گوشیم اگر واقعا ناگفته هایی هست... #گفتند_نگو؟! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/4/3

. گیریم همه شاخصهای تورمی مملکت در حباب است! مسئول استحاله نشدن اقتصاد کشور در #حباب کیست؟ #امید این مردم میرود تا در حباب و کفِ #تدبیرِ حاکم بر کشور غرق شود... البته با آنطرفیهای این بازی سیاست هم حرف داریم که این روزها بجای نگرانی وضع مردم از تنگنای اوضاع دولت خوشحالند: اگر #برجام پوچ بود، چرا پاره شدنش توسط فقط یک عضو، بجای پاره کردن قطعنامه دان #دشمن با دهان #دوست چنین کرد؟! اگر نخواهیم لفظ سنگین #خیانت را بکار ببریم، چرا باید روابط ملّی متاثر از تامین منافع اقتصادی خواص شود؟! آیا در تقابل و فشار حاصل از جنگ قدرت و دعواهای سیاسی داخلی و سهم طلبیهای جناحی که گاهی منافع ملی را هم هزینه ی نمایش جناحی میکند، استخوانِ خرد شده از #مردم هم در نظر گرفته میشود؟! جامعه امروز، در تماشای سقوط ارزشها (نه فقط ارزش پول جیبشان، بلکه همه ی ارزشها) گیج و متحیر است و دچار کرختی و بهت خاصی شده، مردم چون "کاری از دستشان بر نمیآید" تماشاچی شده اند، اما به همان دلیل که "کاری از دستشان بر نمیآید" بشدت عصبی و تحت فشار روانیند... درست مثل هوادارهایی که تیمشان در تورنمنت حذفی ۳-۰ عقب است ولی مربی محافظه کار روی نیمکت لم داده و بازیکنان ملاحظه کار در زمین قدم میزنند! حتی اگر با فرض محال، بشود آب رفته از اقتصاد را به جوی رشد و رونق برگرداند، برای بازگرداندن ثبات روانی به افراد و قوام اجتماعی به جامعه چه میتوان کرد؟... امروز حدود ۵ ساعت در راهروی یک بیمارستان منتظر بودم و ۶ بحث و دعوای بیخود و بلاوجه دیدم که فریاد میزد مردم تهران و ایران عصبی و خسته اند! از #دولتی حرف میزنم که تماشاچی رشد حباب خودخوانده شده و از #ملتی میگویم که ریالش را دلار میکند که در سراشیبی باخت یک روز دیرتر ببازد، غافل از بازیش در زمین حریف... نگاه استراتژیکمان نوک دماغ را انتهای دنیا درنظر گرفته است! مسئولینی غرق نمایش و مردمی غرق تماشا... هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته بجاست... شاید روزی #نجات ظهور کند. و خجالت بکشیم از ادعاهای ثبت شده در تاریخ؛ ادعای #تغییر ادعای #تدبیر دقت کنید و ببینید این روزها سوال تکراری مردم از همدیگر درباره ی حاکمیت فردا چیست؟!!! شاید وقت حرف زدن درباره پشت پرده ها هم فرارسیده باشد؛ آقای #دکتر_جهانگیری؛ رمَضان رفت و هلال شوال نیمه را رد کرد، قرار بود بعد رمضان با مردم درباره مشکلات دولت صحبت کنید؛ سراپا گوشیم اگر واقعا ناگفته هایی هست... #گفتند_نگو؟! . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/4/8


. ابراهیم طاهرخانی کدخدایی(طاهر): بداندیشان بدسیرت به ضرب زورِ مزدوران بنام "وحدت" آوردند آهنگ "جدایی" را و "تغییر"ی نشد حاصل مگر در سهم خواهیها که تن کردند رِندانی رَدای "کدخدایی" را #شایسته_سالاری #رفتار_فراجناحی #راه_آهن #پارک_جنگلی #فضاهای_تفریحی #خرید_تضمینی_کشمش #بیمه_کشاورزی #اصلاح_فضای_شهری #کنترل_حاشیه_نشینی #سدهای_بالادست #اتمام_آب_گرفتگی #توسعه_روستایی #پایان_ویژه_خواری_آقازاده ها #تعدیل_بحران_آب_و_چاههای_کشاورزی #همراهی_نخبگان #توقف_مهاجرت #احیا_هویت #جلوگیری_از_رانت_و_فساد_مالی #اشتغالزایی #معیشت_عمومی #عدالت_اجتماعی و و و #تغییر؟!

1397/4/8

. ابراهیم طاهرخانی کدخدایی(طاهر): بداندیشان بدسیرت به ضرب زورِ مزدوران بنام "وحدت" آوردند آهنگ "جدایی" را و "تغییر"ی نشد حاصل مگر در سهم خواهیها که تن کردند رِندانی رَدای "کدخدایی" را #شایسته_سالاری #رفتار_فراجناحی #راه_آهن #پارک_جنگلی #فضاهای_تفریحی #خرید_تضمینی_کشمش #بیمه_کشاورزی #اصلاح_فضای_شهری #کنترل_حاشیه_نشینی #سدهای_بالادست #اتمام_آب_گرفتگی #توسعه_روستایی #پایان_ویژه_خواری_آقازاده ها #تعدیل_بحران_آب_و_چاههای_کشاورزی #همراهی_نخبگان #توقف_مهاجرت #احیا_هویت #جلوگیری_از_رانت_و_فساد_مالی #اشتغالزایی #معیشت_عمومی #عدالت_اجتماعی و و و #تغییر؟!

مشاهده

1397/3/14


. ✅ اولین بار که خیابان اصلی شهر را آب گرفت به تجربه ی ایتالیاییِ ونیز در تاکستان ایرانیمان لبخند زدیم... ✅دفعه بعد هم آبگرفتگی معابر و مغازه ها، دریاچه شدن زیرگذر پلها، از آب گذشتن مردم و در آب ماندن خودروها را دیدیم و زیر آب رفتن تقاطع ۲۲ بهمن و امام، قدری توجهمان را جلب کرد ولی چون هنوز لطیفه ی ونیز برایمان جالب بود کماکان فیلم و عکس و گزارش گرفتیم و باز هم خندیدیم... ✅بار دیگر که باران راه ترددمان را بست زیر تصاویر تاکستان نوشتیم #حادثه_غیرمترقبه! و به این فکر نکردیم که وقتی هم باریدن باران قابل پیشبینی است و هم به تجربه ی قاطع دیده ایم که کف کاسه ی شهرمان آبراه ندارد و #مانداب میشود بعد از وقوع حادثه دیگر #غیرمترقبه گفتن معنا ندارد! ✔این روزها میدانیم که همه ی دنیا به اتفاقاتی مثل لطیفه ی ونیزِ ما میگویند #بحران_آب گرفتگی، اما هنوز برای رفع بحران، اهمیت تصمیم سازی جدی و #اولویت کار اجرایی قائل نشده ایم... ❌بحران تکرار میشود و ما برای هم نقل حدیث هم میکنیم که: "مومن دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشود!" بگذریم... اینبار با حفظ صراحت معمول قلم، مخاطب سخنم مسئولین محترم خدمتگذار(ذ) نیستند، سر صحبتم با #خودمان است: #ما_مردم! چون معتقدم: #تماشای_بی_لیاقتی_مسئولین یعنی #بی_کفایتی_مردم! ????مسئولین شهر هر روز از حضور بین مردم عکس منتشر میکنند اما جایی به پشتوانه ی #مردم بودنمان در نظام مبتنی بر #جمهوریت و #اسلامیت یقه ی مسئول را نمیگیریم و نمی پرسیم #چه_میکنید؟! ????عموما جنس مراجعات مردم به مسئولین یا برای #وام یا برای #کار یا #معرفی_نامه و... و خلاصه برای مطالبات شخصیست نه #شهری و #اجتماعی! (تازه آنهم از موضع تمنّاست و با موضع لطف آقای مسئول مواجه میشود) ????همین دیشب، با دیدن تصاویر آبگیر ۱۵ خرداد #تاکستان، در گروههای مجازی که یقین داشتم همشهریهای عمران و شهرسازی بلدمان هم حاضرند پرسیدم: از نظر فنی راهکار و #چاره_چیست؟ ولی بدلیل رویکرد بشدت محافظه کارانه و رویه نسبتا بی تفاوتی پیشه کرده مان، سوال منتج به طرح بحث جدی نشد؛ در حالیکه اگر پای تصاویر سیلاب شهری چند جمله ی فکاهی و طنز مینوشتم با شوخ طبعی مضاعف بحث میشد و این طنازی صدها و هزاران بازنشر هیجانی را هم تجربه میکرد... ???? شاید سطرهای پیش نوشته ام به تریج قبای عده ای بربخورد، ولی واقعیت این است که باید بپذیریم جایی که #مسئولین مسئولیتشان را بلد نیستند، لازم است ما #مردم مردم بودن و تکالیف مدنیت را تمرین کنیم: باید #مطالبه_گر_باشیم صریح، مُصر و همراه . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/3/14

. ✅ اولین بار که خیابان اصلی شهر را آب گرفت به تجربه ی ایتالیاییِ ونیز در تاکستان ایرانیمان لبخند زدیم... ✅دفعه بعد هم آبگرفتگی معابر و مغازه ها، دریاچه شدن زیرگذر پلها، از آب گذشتن مردم و در آب ماندن خودروها را دیدیم و زیر آب رفتن تقاطع ۲۲ بهمن و امام، قدری توجهمان را جلب کرد ولی چون هنوز لطیفه ی ونیز برایمان جالب بود کماکان فیلم و عکس و گزارش گرفتیم و باز هم خندیدیم... ✅بار دیگر که باران راه ترددمان را بست زیر تصاویر تاکستان نوشتیم #حادثه_غیرمترقبه! و به این فکر نکردیم که وقتی هم باریدن باران قابل پیشبینی است و هم به تجربه ی قاطع دیده ایم که کف کاسه ی شهرمان آبراه ندارد و #مانداب میشود بعد از وقوع حادثه دیگر #غیرمترقبه گفتن معنا ندارد! ✔این روزها میدانیم که همه ی دنیا به اتفاقاتی مثل لطیفه ی ونیزِ ما میگویند #بحران_آب گرفتگی، اما هنوز برای رفع بحران، اهمیت تصمیم سازی جدی و #اولویت کار اجرایی قائل نشده ایم... ❌بحران تکرار میشود و ما برای هم نقل حدیث هم میکنیم که: "مومن دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشود!" بگذریم... اینبار با حفظ صراحت معمول قلم، مخاطب سخنم مسئولین محترم خدمتگذار(ذ) نیستند، سر صحبتم با #خودمان است: #ما_مردم! چون معتقدم: #تماشای_بی_لیاقتی_مسئولین یعنی #بی_کفایتی_مردم! ????مسئولین شهر هر روز از حضور بین مردم عکس منتشر میکنند اما جایی به پشتوانه ی #مردم بودنمان در نظام مبتنی بر #جمهوریت و #اسلامیت یقه ی مسئول را نمیگیریم و نمی پرسیم #چه_میکنید؟! ????عموما جنس مراجعات مردم به مسئولین یا برای #وام یا برای #کار یا #معرفی_نامه و... و خلاصه برای مطالبات شخصیست نه #شهری و #اجتماعی! (تازه آنهم از موضع تمنّاست و با موضع لطف آقای مسئول مواجه میشود) ????همین دیشب، با دیدن تصاویر آبگیر ۱۵ خرداد #تاکستان، در گروههای مجازی که یقین داشتم همشهریهای عمران و شهرسازی بلدمان هم حاضرند پرسیدم: از نظر فنی راهکار و #چاره_چیست؟ ولی بدلیل رویکرد بشدت محافظه کارانه و رویه نسبتا بی تفاوتی پیشه کرده مان، سوال منتج به طرح بحث جدی نشد؛ در حالیکه اگر پای تصاویر سیلاب شهری چند جمله ی فکاهی و طنز مینوشتم با شوخ طبعی مضاعف بحث میشد و این طنازی صدها و هزاران بازنشر هیجانی را هم تجربه میکرد... ???? شاید سطرهای پیش نوشته ام به تریج قبای عده ای بربخورد، ولی واقعیت این است که باید بپذیریم جایی که #مسئولین مسئولیتشان را بلد نیستند، لازم است ما #مردم مردم بودن و تکالیف مدنیت را تمرین کنیم: باید #مطالبه_گر_باشیم صریح، مُصر و همراه . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1397/3/16


. اهالی ادب و رسانه خوب میدانند که یکی از مهمترین وجوه حرفه ای در انتشار مطلب "انتخاب تیتر" است. #تیتر یعنی عصاره ی حرفهای متن. چند روز پیش درباره معضل تکراری آبهای سطحی تاکستان مطلبی نوشته بودم که کانال خبری-محلی #تاکستان_نیوز آنرا با قدری بی سلیقگی در انتخاب عنوان بازنشر کرده بود؛ چون تمرکز نگاشته ام بیش از بی کفایتی مردم، بی لیاقتی و ضعف #مسئولین بوده است و در سیر مفهومی مقاله قید بی کفایتیِ ما مردم را از این جهت آورده بودم که: علم و اطلاعمان برای شناخت ذات مسئولینی که در تمام سالهای گذشته تا حال انتخاب کرده ایم #کفایت لازم را نداشته است... یقینا با وضع موجود کسی منکر این بی توجهی مستمر تاریخیمان نیست! نکته دیگر که باید در پاسخ برخی بهانه تراشیهای پس از انتشار مطلب بنویسم اینست که: #نقد_مدیریت متوجه کسیست که در مسند اختیار و مسئولیت باشد؛ و اینکه مسئولین امروز در قبال هر نقدی بهانه ی کاستیهای دیروز را بیاورند یعنی اینکه خودشان هم باور دارند نتوانسته اند #تغییر ی ایجاد کنند و در بازگشت به گذشته بدنبال اینند که بگویند اگر ما کاری نکرده ایم لااقل کمتر از گذشتگان بی عرضه بوده ایم(!) که همین روش، بخودی خود مصداق بی کفایتیست... حاشیه سوم این مطلب اینکه در تاکستان هرکسی که بطور فعال با رویکرد حساسیت و نقادی تعارفات را به نفع پرسشگری کنار بگذارد محکوم میشود به داشتن برنامه و منافع فردی! از این جهت برای تنویر افکار عمومی لازم است یکبار اعلام کنم که #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی که بواسطه تولد و رشد و آغاز فعالیت #سیاسی و #اجتماعی و #فرهنگی در دیار زادبومم #تاکستان_عزیز -بقدر ایفای نقش شهروندی- به تقویت پرسشگری برای سدِ استثمار و تظاهر و خودبرتربینی های مدعیان و مسئولین گذشته و حال می اندیشم، صرفا بدنبال هم فکری و هم افزایی موثرتر با همشهریان دغدغه مندی هستم که فارغ از هرگونه تعصب و وابستگی(چه سیاسی، چه قومیتی و چه خویشاوندی) بکوشیم که ابعاد مهم پنهان و پیدای مسائل را پای نقد و تحلیل و انعکاس و #پاسخگویی بکشانیم. در راستای این مسیر، از همینجا و همین مطلب پیگیری هرگونه برنامه و انتفاع شخصی در #تاکستان را رد میکنم تا مصرانه در این #دیار_پدری برای همیشه منافع فردی و مسئولیت دولتی نداشته و #مردم_بمانم. (ادامه در کامنت)

1397/3/16

. اهالی ادب و رسانه خوب میدانند که یکی از مهمترین وجوه حرفه ای در انتشار مطلب "انتخاب تیتر" است. #تیتر یعنی عصاره ی حرفهای متن. چند روز پیش درباره معضل تکراری آبهای سطحی تاکستان مطلبی نوشته بودم که کانال خبری-محلی #تاکستان_نیوز آنرا با قدری بی سلیقگی در انتخاب عنوان بازنشر کرده بود؛ چون تمرکز نگاشته ام بیش از بی کفایتی مردم، بی لیاقتی و ضعف #مسئولین بوده است و در سیر مفهومی مقاله قید بی کفایتیِ ما مردم را از این جهت آورده بودم که: علم و اطلاعمان برای شناخت ذات مسئولینی که در تمام سالهای گذشته تا حال انتخاب کرده ایم #کفایت لازم را نداشته است... یقینا با وضع موجود کسی منکر این بی توجهی مستمر تاریخیمان نیست! نکته دیگر که باید در پاسخ برخی بهانه تراشیهای پس از انتشار مطلب بنویسم اینست که: #نقد_مدیریت متوجه کسیست که در مسند اختیار و مسئولیت باشد؛ و اینکه مسئولین امروز در قبال هر نقدی بهانه ی کاستیهای دیروز را بیاورند یعنی اینکه خودشان هم باور دارند نتوانسته اند #تغییر ی ایجاد کنند و در بازگشت به گذشته بدنبال اینند که بگویند اگر ما کاری نکرده ایم لااقل کمتر از گذشتگان بی عرضه بوده ایم(!) که همین روش، بخودی خود مصداق بی کفایتیست... حاشیه سوم این مطلب اینکه در تاکستان هرکسی که بطور فعال با رویکرد حساسیت و نقادی تعارفات را به نفع پرسشگری کنار بگذارد محکوم میشود به داشتن برنامه و منافع فردی! از این جهت برای تنویر افکار عمومی لازم است یکبار اعلام کنم که #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی که بواسطه تولد و رشد و آغاز فعالیت #سیاسی و #اجتماعی و #فرهنگی در دیار زادبومم #تاکستان_عزیز -بقدر ایفای نقش شهروندی- به تقویت پرسشگری برای سدِ استثمار و تظاهر و خودبرتربینی های مدعیان و مسئولین گذشته و حال می اندیشم، صرفا بدنبال هم فکری و هم افزایی موثرتر با همشهریان دغدغه مندی هستم که فارغ از هرگونه تعصب و وابستگی(چه سیاسی، چه قومیتی و چه خویشاوندی) بکوشیم که ابعاد مهم پنهان و پیدای مسائل را پای نقد و تحلیل و انعکاس و #پاسخگویی بکشانیم. در راستای این مسیر، از همینجا و همین مطلب پیگیری هرگونه برنامه و انتفاع شخصی در #تاکستان را رد میکنم تا مصرانه در این #دیار_پدری برای همیشه منافع فردی و مسئولیت دولتی نداشته و #مردم_بمانم. (ادامه در کامنت)

مشاهده

1397/3/21


. ... بعضی از موفقیتها نه #شعار است؛ نه #شو_آف! آنقدر اصالت دارد که هنگام شنیدن خاطرات ثانیه ثانیه ی رسیدنش به نتیجه و مرور گام به گام سختیهایی که تا دستیابی به پله های موفقیت طی شده، گذر زمان را از یاد میبری و درست مثل لحظه ی پیروزیِ هموطنان جوان دانشمندت حس غرور تازه میکنی! حسی شبیه لحظه ی پاس #دایی و شوت #خداداد و زمین نشستن مارک #بوسنیچ و فریاد اشک آلود #خیابانی و تولد یک خاطره ی ماندگار برای #ایران که با همه ی اما و اگرها، آخرین جرعه ی امید را به پایکوبی موفقیت وصل کرد... شاید درک خوشحالی بعد از گل در فوتبال راحت تر باشد اما تیم #ربوکاپ #دانشگاه_آزاد_اسلامی_قزوین هم یک قهرمان تثبیت شده ی جهانیست و برند شناخته شده ی استعداد ایرانی در جهان (قاب آخر لحظه قهرمانی ایران در مسابقات جهان است، بالاتر از سکوی ابرقدرتهای شرق و غرب) روز باشکوهی را به دعوت #دکتر_موسی_خانی رئیس خاص دانشگاه به بازدید مفصل از دستاوردهای گذشته و جاری جوانان در دانشگاه آزاد قزوین گذراندیم و انصافا به دانش و پشتکار این بچه ها چقدر بالیدیم. و صد البته به #مدیریت خاص دانشگاه؛ #خاص از چند وجه، که یکی از مهمترین وجوهش نماد #ثبات_مدیریتی شدن دکتر موسی خانی پس از ۲۷ سال ریاست بر این واحد توسعه یافته است که از خشت اول آمده و تا قله ی امروزش سازندگی کرده است. ارتباط خاص و به روز ماندن و رفاقت کم نظیرش با دانشجوها و نیز حکایت چگونگی توسعه ی فضا و گسترش تکنولوژی در دانشگاه آزاد قزوین هم از دیگر وجوه قابل توجه و ابعاد غرورانگیز این بازدید مفصل بود. تنها دریغ و افسوسی که در جلسه هم به آن اشاره داشتم گره نخوردن تئوریهای آزمون شده و موفق دانشگاهی با قابلیتهای تجاری سازی و توان تحلیل و تصاحب بازار موجود در #صنعت (بویژه در بخش خصوصی) بود. دستاورد این بازدید فارغ از تجدید دیدار و #ضیافت_افطاری که در معیت دوستان نیکو تندیش و نیک سیرت (دکتر شفیعی ریاست #سازمان_نقشه_برداری_کشور و معاونین همراه، دکتر صیدی مدیرعامل #بانک_صادرات، حاج رضا عسگری فرماندار #زنجان، دکتر یگانگی مشاور عالی #استاندار زنجان) به میزبانی دکتر موسی خانی گذراندم، تماشای حجم استعدادهای علمی کشور و در مقابل درک وجود شکاف جدی #صنعت_و_دانشگاه بود که برآنم داشت تا برای ایفای سهم توانم از همین #فردا و در سفرم به #زاهدان، دست کم در #گروه_شرکتهای_صنایع_سیمان_زابل این همراهی، تعامل و بسترسازی برای پرورش تئوریهای دانشگاهی در میدان عمل صنعت را جدی و هدفمند دنبال کنم. #استعداد #دانش #تولید #کالای_ملی #ربوکاپ #یوز #ایرانی_میتواند #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1397/3/21

. ... بعضی از موفقیتها نه #شعار است؛ نه #شو_آف! آنقدر اصالت دارد که هنگام شنیدن خاطرات ثانیه ثانیه ی رسیدنش به نتیجه و مرور گام به گام سختیهایی که تا دستیابی به پله های موفقیت طی شده، گذر زمان را از یاد میبری و درست مثل لحظه ی پیروزیِ هموطنان جوان دانشمندت حس غرور تازه میکنی! حسی شبیه لحظه ی پاس #دایی و شوت #خداداد و زمین نشستن مارک #بوسنیچ و فریاد اشک آلود #خیابانی و تولد یک خاطره ی ماندگار برای #ایران که با همه ی اما و اگرها، آخرین جرعه ی امید را به پایکوبی موفقیت وصل کرد... شاید درک خوشحالی بعد از گل در فوتبال راحت تر باشد اما تیم #ربوکاپ #دانشگاه_آزاد_اسلامی_قزوین هم یک قهرمان تثبیت شده ی جهانیست و برند شناخته شده ی استعداد ایرانی در جهان (قاب آخر لحظه قهرمانی ایران در مسابقات جهان است، بالاتر از سکوی ابرقدرتهای شرق و غرب) روز باشکوهی را به دعوت #دکتر_موسی_خانی رئیس خاص دانشگاه به بازدید مفصل از دستاوردهای گذشته و جاری جوانان در دانشگاه آزاد قزوین گذراندیم و انصافا به دانش و پشتکار این بچه ها چقدر بالیدیم. و صد البته به #مدیریت خاص دانشگاه؛ #خاص از چند وجه، که یکی از مهمترین وجوهش نماد #ثبات_مدیریتی شدن دکتر موسی خانی پس از ۲۷ سال ریاست بر این واحد توسعه یافته است که از خشت اول آمده و تا قله ی امروزش سازندگی کرده است. ارتباط خاص و به روز ماندن و رفاقت کم نظیرش با دانشجوها و نیز حکایت چگونگی توسعه ی فضا و گسترش تکنولوژی در دانشگاه آزاد قزوین هم از دیگر وجوه قابل توجه و ابعاد غرورانگیز این بازدید مفصل بود. تنها دریغ و افسوسی که در جلسه هم به آن اشاره داشتم گره نخوردن تئوریهای آزمون شده و موفق دانشگاهی با قابلیتهای تجاری سازی و توان تحلیل و تصاحب بازار موجود در #صنعت (بویژه در بخش خصوصی) بود. دستاورد این بازدید فارغ از تجدید دیدار و #ضیافت_افطاری که در معیت دوستان نیکو تندیش و نیک سیرت (دکتر شفیعی ریاست #سازمان_نقشه_برداری_کشور و معاونین همراه، دکتر صیدی مدیرعامل #بانک_صادرات، حاج رضا عسگری فرماندار #زنجان، دکتر یگانگی مشاور عالی #استاندار زنجان) به میزبانی دکتر موسی خانی گذراندم، تماشای حجم استعدادهای علمی کشور و در مقابل درک وجود شکاف جدی #صنعت_و_دانشگاه بود که برآنم داشت تا برای ایفای سهم توانم از همین #فردا و در سفرم به #زاهدان، دست کم در #گروه_شرکتهای_صنایع_سیمان_زابل این همراهی، تعامل و بسترسازی برای پرورش تئوریهای دانشگاهی در میدان عمل صنعت را جدی و هدفمند دنبال کنم. #استعداد #دانش #تولید #کالای_ملی #ربوکاپ #یوز #ایرانی_میتواند #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده