1396/4/3


. همایش حمایت اقوام و مذاهب ایران از دکتر روحانی در سالن حجاب تهران با حضور دکتر جهانگیری, مهندس محسن هاشمی, مهندس ترکان, مرتضی الویری, احمد مسجد جامعی و...

1396/4/3

. همایش حمایت اقوام و مذاهب ایران از دکتر روحانی در سالن حجاب تهران با حضور دکتر جهانگیری, مهندس محسن هاشمی, مهندس ترکان, مرتضی الویری, احمد مسجد جامعی و...

مشاهده

1396/3/29


. بعضیها از دایره ی "انسانیت" خارجند, در قبال اینها منطقِ رفتار چیز دیگریست! و بالاخره حدّ "مدارا" و کارکرد "گفتگو" تمام میشود... آنوقت 'حمله' بهترین 'دفاع' است و 'جنگ' موثرترین گام برای 'صلح' . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/3/29

. بعضیها از دایره ی "انسانیت" خارجند, در قبال اینها منطقِ رفتار چیز دیگریست! و بالاخره حدّ "مدارا" و کارکرد "گفتگو" تمام میشود... آنوقت 'حمله' بهترین 'دفاع' است و 'جنگ' موثرترین گام برای 'صلح' . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1396/3/31


. . ضیافت افطار "سیمان سیستان" دانشگاه زیبای سیستان و بلوچستان - خرداد نود و شش

1396/3/31

. . ضیافت افطار "سیمان سیستان" دانشگاه زیبای سیستان و بلوچستان - خرداد نود و شش

مشاهده

1396/4/1


. در این چهارسال اخیر که بجای مصرف, تولید را انتخاب کرده ام و از وقتی از حوزه دولتی به بخش خصوصی آمده ام, کار روزانه با فرا رسیدن ساعت خاصی تمام نمیشود و بیشتر روزها زمان از کار جا میماند... بخش خصوصی واقعی واقعا "فرآیند" محور است, گریزی ندارد جز اینکه تا "نتیجه" بکوشد, برای ریخت و پاش و برنامه ریزی و اقدام باید "دلیل موجه اقتصادی" داشته باشد, مخلص کلام اینکه 'هزینه' باید 'فایده' داشته باشد! برای همین است که میتوان به یقین عینی گفت اگر سیاستهای خصوصی سازی اصل چهل و چهار قانون اساسی درست و واقعی اجرایی شده بود امروز عقلانیت و منطق بیشتر و نتایج بهتری در اقتصاد حاکم بود! این معنا و این باور را امشب پیش از ضیافت افطار رئیس جمهور با فعالان اقتصادی کشور, دکتر روحانی در سخنرانیش قاطع و مردانه تایید کرد, در حالی که هم از درون دولت گلایه داشت و هم به بیرون از دولت کنایه... بدرستی گفت وزرا در واگذاری تصدیگریها طبق قولشان عمل نکرده اند, به صراحت گفت بجای واگذاری به بخش خصوصی واقعی به بخش غیر خصوصی واگذاریها انجام شده, بخشی که علاوه بر خصوصی نبودن تفنگ هم دارد!! رییس جمهور گفت: در ابتدای دولت همه وزرا قول می دهند اما بعد از گذشت مدتی گویا تصدی گری لذت بخش می شود و برای عبور از آن بهانه و دلیل می آورند که البته ممکن است این دلایل درست هم باشد. ابلاغ سیاست های اصل چهل و چهار برای این بود که اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بکشد، اما ما چه کار کردیم؟ بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم، این اقتصاد و خصوصی سازی نیست. از آن دولتی که تفنگ نداشت می ترسیدند چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند... . کاش فقط حرف نباشد این حرفهای دقیق, درست و متفاوت امشب رئیس جمهور که فقط بخشی از اندوه مهجوری تولید و کارآفرینی در ایران بود, کم کم وقت آن رسیده که همه ی سیاستمداران ضرورت عاقلانه برخورد کردن با تولید, اشتغال, توسعه و در یک کلام "اقتصاد" را بفهمند! حتی اگر لازم باشد برای برخی مسئولین که حرف و قلمشان میتواند بر این فضا موثر باشد "کلاس فشرده ی فهم اقتصاد توسعه" گذاشته شود!, از جمله برای "نمایندگان مجلسی" که گاه بدون درک و تجربه حداقلی از این حوزه, صرفا بر اثر انفعالات و اتفاقات سیاسی بر روی صندلی سبز قانونگذاری نشسته اند... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/4/1

. در این چهارسال اخیر که بجای مصرف, تولید را انتخاب کرده ام و از وقتی از حوزه دولتی به بخش خصوصی آمده ام, کار روزانه با فرا رسیدن ساعت خاصی تمام نمیشود و بیشتر روزها زمان از کار جا میماند... بخش خصوصی واقعی واقعا "فرآیند" محور است, گریزی ندارد جز اینکه تا "نتیجه" بکوشد, برای ریخت و پاش و برنامه ریزی و اقدام باید "دلیل موجه اقتصادی" داشته باشد, مخلص کلام اینکه 'هزینه' باید 'فایده' داشته باشد! برای همین است که میتوان به یقین عینی گفت اگر سیاستهای خصوصی سازی اصل چهل و چهار قانون اساسی درست و واقعی اجرایی شده بود امروز عقلانیت و منطق بیشتر و نتایج بهتری در اقتصاد حاکم بود! این معنا و این باور را امشب پیش از ضیافت افطار رئیس جمهور با فعالان اقتصادی کشور, دکتر روحانی در سخنرانیش قاطع و مردانه تایید کرد, در حالی که هم از درون دولت گلایه داشت و هم به بیرون از دولت کنایه... بدرستی گفت وزرا در واگذاری تصدیگریها طبق قولشان عمل نکرده اند, به صراحت گفت بجای واگذاری به بخش خصوصی واقعی به بخش غیر خصوصی واگذاریها انجام شده, بخشی که علاوه بر خصوصی نبودن تفنگ هم دارد!! رییس جمهور گفت: در ابتدای دولت همه وزرا قول می دهند اما بعد از گذشت مدتی گویا تصدی گری لذت بخش می شود و برای عبور از آن بهانه و دلیل می آورند که البته ممکن است این دلایل درست هم باشد. ابلاغ سیاست های اصل چهل و چهار برای این بود که اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بکشد، اما ما چه کار کردیم؟ بخشی از اقتصاد دست یک دولت بی تفنگ بود که آن را به یک دولت با تفنگ تحویل دادیم، این اقتصاد و خصوصی سازی نیست. از آن دولتی که تفنگ نداشت می ترسیدند چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند... . کاش فقط حرف نباشد این حرفهای دقیق, درست و متفاوت امشب رئیس جمهور که فقط بخشی از اندوه مهجوری تولید و کارآفرینی در ایران بود, کم کم وقت آن رسیده که همه ی سیاستمداران ضرورت عاقلانه برخورد کردن با تولید, اشتغال, توسعه و در یک کلام "اقتصاد" را بفهمند! حتی اگر لازم باشد برای برخی مسئولین که حرف و قلمشان میتواند بر این فضا موثر باشد "کلاس فشرده ی فهم اقتصاد توسعه" گذاشته شود!, از جمله برای "نمایندگان مجلسی" که گاه بدون درک و تجربه حداقلی از این حوزه, صرفا بر اثر انفعالات و اتفاقات سیاسی بر روی صندلی سبز قانونگذاری نشسته اند... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1396/3/5


. در آخرین روز کاری پیش از ماه مبارک رمضان "مجمع عمومی عادی سالیانه گروه شرکتهای صنایع سیمان زابل" برای سال مالی منتهی به پایان اسفند نود و پنج در سالن برلیان هتل پارسیان آزادی تهران برگزار شد... به حول و لطف الهی, تدبیر و خلاقیت مدیر کارآفرین مجموعه و همت, پویایی و حمیت همه ی همکاران خوبم علیرغم محرومیت و کم برخورداری سیستان و بلوچستان شایسته, صورتهای مالی سالی که گذشت حکایت از توفیق کم نظیر و درخشش بی بدیل این مجموعه بعنوان موفق ترین شرکت در صنعت سیمان کشور داشت... تبریک به ظرفیتهای "صنعت ایران" که در سالهای نه چندان خوبش, بواسطه ی چنین مجموعه هایی, لبخند تولید را تجربه میکند #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/3/5

. در آخرین روز کاری پیش از ماه مبارک رمضان "مجمع عمومی عادی سالیانه گروه شرکتهای صنایع سیمان زابل" برای سال مالی منتهی به پایان اسفند نود و پنج در سالن برلیان هتل پارسیان آزادی تهران برگزار شد... به حول و لطف الهی, تدبیر و خلاقیت مدیر کارآفرین مجموعه و همت, پویایی و حمیت همه ی همکاران خوبم علیرغم محرومیت و کم برخورداری سیستان و بلوچستان شایسته, صورتهای مالی سالی که گذشت حکایت از توفیق کم نظیر و درخشش بی بدیل این مجموعه بعنوان موفق ترین شرکت در صنعت سیمان کشور داشت... تبریک به ظرفیتهای "صنعت ایران" که در سالهای نه چندان خوبش, بواسطه ی چنین مجموعه هایی, لبخند تولید را تجربه میکند #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1396/3/6


. انگار "تملق" و "چاپلوسی" بیش از دشمنیهای خارجی و مشکلات داخلی و آفات دیگر بلای جان توسعه یافتگی و عدالت پیشگی و شایسته پروری در "ایران" است... درست نمیدانم اگر ریشه یابی کنیم این مداهنه و پاچه خاریهای جا افتاده و کارآمد شده در فرهنگ ما, با آداب تعارفات زیادی و رودرباسی های خفه کننده ی متداولمان هم خانواده اند یا به هم ارتباطی ندارند?!! اما این را دقیق میدانم و مطمئنم "چاپلوسی" با "ستایش قدرشناسانه" در عین ظاهر نزدیک, آنقدر مرز تابلو و آشکاری دارد که بر خلاف تصور فرد "پاچه خار" همه ی ناظران بیرونی رذالت اولی را از مروت دومی تشخیص میدهند! (چاپلوسی) وقتی اتفاق میفتد که فرد تهی و فرومایه و خالی از عزت نفس است و (قدرشناسی) وقتی اتفاق نمی افتد که طرف حسادت و درماندگی دارد: نقل است که روزی شاه عباس صفوي، رجال كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از سرگين اسب استفاده كنند. ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند! شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقليان ها با بهترين تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برايمان فرستاده است.» همه از تنباكو و عطر آن تعريف كرده و گفتند: «براستي تنباكويي بهتر از اين نمي‌توان يافت.» شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت: « تنباكويش چطور است؟» رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام!» شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت: «مرده شوي ببرد شما را كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد.» ????بعضی ها برای حفظ جایگاه خود حاضرند به هر حقارتی تن دهند و به هر کاری دست زنند و هر چیزی را قبول و تایید کنند! #تظاهر_تملق_تزویر

1396/3/6

. انگار "تملق" و "چاپلوسی" بیش از دشمنیهای خارجی و مشکلات داخلی و آفات دیگر بلای جان توسعه یافتگی و عدالت پیشگی و شایسته پروری در "ایران" است... درست نمیدانم اگر ریشه یابی کنیم این مداهنه و پاچه خاریهای جا افتاده و کارآمد شده در فرهنگ ما, با آداب تعارفات زیادی و رودرباسی های خفه کننده ی متداولمان هم خانواده اند یا به هم ارتباطی ندارند?!! اما این را دقیق میدانم و مطمئنم "چاپلوسی" با "ستایش قدرشناسانه" در عین ظاهر نزدیک, آنقدر مرز تابلو و آشکاری دارد که بر خلاف تصور فرد "پاچه خار" همه ی ناظران بیرونی رذالت اولی را از مروت دومی تشخیص میدهند! (چاپلوسی) وقتی اتفاق میفتد که فرد تهی و فرومایه و خالی از عزت نفس است و (قدرشناسی) وقتی اتفاق نمی افتد که طرف حسادت و درماندگی دارد: نقل است که روزی شاه عباس صفوي، رجال كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از سرگين اسب استفاده كنند. ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند! شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقليان ها با بهترين تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برايمان فرستاده است.» همه از تنباكو و عطر آن تعريف كرده و گفتند: «براستي تنباكويي بهتر از اين نمي‌توان يافت.» شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت: « تنباكويش چطور است؟» رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام!» شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت: «مرده شوي ببرد شما را كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد.» ????بعضی ها برای حفظ جایگاه خود حاضرند به هر حقارتی تن دهند و به هر کاری دست زنند و هر چیزی را قبول و تایید کنند! #تظاهر_تملق_تزویر

مشاهده

1396/3/8


. . "سکوت میکنم و عشق در دلم جاریست که این شگفت ترین نوع خویشتن داریست" اما همیشه اینطور نیست! گاهی هم انتخاب "سکوت" از این جهت است که در این شهر: "حتی اگر باران بشوی و بخواهی عاشقانه بباری, هستند کسانی که چتر در دست میگیرند و باریدن تو را نمی خواهند..." و گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد اما با همه احوال سبک زندگی در دنیای من "زندگی سر و صداهاست" گرچه گاه با هیاهویی از جنس "سکوت" این سکوت لعنتی همانیست که گاهی علامت رضاست و گاهی نقل اینکه "سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست" و البته همیشه هم این سکوت دوام ندارد که گاهی از رکود سکوت سردم میشود و تلخنای آخرین جرعه های جام تحمل را چنین شکیبایی میکنم که فعلا "من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که پیش از هر فریادی لازم است" بویژه اگر آستانه هایی از معنا برای صبوری تعریف کنی, میدانی که خارج از آن مرادِ معنا, باید از سکوت بگذری و بخوانی: "من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم باشد" از جمله ی این "وقت ها" مواجهه شدن با "بیشعوریست" قبلا حکایت بیشعوری را در نگاشته هایم نبشته بودم اما چه فایده از برخی بیشعورهای ولو در بستر جامعه ما!!! "وقتی میمیرید نمی فهمید که مرده اید فقط تحملش برای دیگران سخت است...! بی شعور بودن هم درست مشابه همین وضعیت است"...! او نمی فهمد بیشعوریهای خلق و خو شده اش را... هرچه هست, حقیقتِ این صبوریِ امّیدوار این است که فریاد را همه میتوانند بشنوند, ولی "هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است"... این "هنر" کیمیای رابطه و فهم در کشور, شهر, کار و دریک کلام در جامعه است و هنوز "من بنده ی آنم که خموشی داند" . . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/3/8

. . "سکوت میکنم و عشق در دلم جاریست که این شگفت ترین نوع خویشتن داریست" اما همیشه اینطور نیست! گاهی هم انتخاب "سکوت" از این جهت است که در این شهر: "حتی اگر باران بشوی و بخواهی عاشقانه بباری, هستند کسانی که چتر در دست میگیرند و باریدن تو را نمی خواهند..." و گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد اما با همه احوال سبک زندگی در دنیای من "زندگی سر و صداهاست" گرچه گاه با هیاهویی از جنس "سکوت" این سکوت لعنتی همانیست که گاهی علامت رضاست و گاهی نقل اینکه "سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست" و البته همیشه هم این سکوت دوام ندارد که گاهی از رکود سکوت سردم میشود و تلخنای آخرین جرعه های جام تحمل را چنین شکیبایی میکنم که فعلا "من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که پیش از هر فریادی لازم است" بویژه اگر آستانه هایی از معنا برای صبوری تعریف کنی, میدانی که خارج از آن مرادِ معنا, باید از سکوت بگذری و بخوانی: "من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم باشد" از جمله ی این "وقت ها" مواجهه شدن با "بیشعوریست" قبلا حکایت بیشعوری را در نگاشته هایم نبشته بودم اما چه فایده از برخی بیشعورهای ولو در بستر جامعه ما!!! "وقتی میمیرید نمی فهمید که مرده اید فقط تحملش برای دیگران سخت است...! بی شعور بودن هم درست مشابه همین وضعیت است"...! او نمی فهمد بیشعوریهای خلق و خو شده اش را... هرچه هست, حقیقتِ این صبوریِ امّیدوار این است که فریاد را همه میتوانند بشنوند, ولی "هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است"... این "هنر" کیمیای رابطه و فهم در کشور, شهر, کار و دریک کلام در جامعه است و هنوز "من بنده ی آنم که خموشی داند" . . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1396/3/17


. در آستانه ی آغاز فعالیت کارخانه پلیمر پاکت پرند زاهدان(هشتمین مولود گروه شرکتهای صنایع سیمان زابل) نشست خبری "اقتصاد مقاومتی در کارنامه موفق عملکرد این مجموعه ی کاملا خصوصی" برگزار شد تا با تورق خاطرات کارآمد کارآفرینی (محمدرضا احسانفر) مردی برخاسته از همین "سیستان و بلوچستان", زادبوم شایستگیهای نابرخوردار ایران, مروری شود بر اینکه سرمایه های خِرّد و ظرفیتهای بزرگ ایران زمین "هستند و میتوانند, اگر باور شوند..." البته در نهاد "موفق ها" خاصیتیست که اگر همراهی نشوند هم نمی ایستند, اگر راهی نیابند هم راهی برخواهند ساخت, و اگر باورشان نکنی با محصول اراده شان اثبات خواهند شد... اقتصاد مقاومتی فارغ از شعار, درست یعنی همین! یعنی برای "وابستگی" سهم قابلی قائل نبودن, یعنی اقتصاد حاصل از حرکت بر مدار شعور و خرد نه شعار و تعصب... بیش از هزار شغل مستقیم و بالغ بر چهار هزار اشتغال غیرمستقیم تنها یکی از دستاوردهای مجموعه ایست که امروز فراتر از ظرفیت اسمی کارخانه اش تولید میکند, بیش از انتظار بازار دست به گریبان با رکود مصرف تحویل میدهد, بزرگترین صادرکننده کشور به افغانستان است و بزرگترین صادرکننده سیمان ایران به پاکستان! "سیمان سیستان", علیرغم بناشدن در قلب محرومیت, در سال نسبتا راکد و نامساعدی که بر تولید گذشت, توانست افراشته ترین پرچم موفقیت در صنعت سیمان را در این صنف تولیدی هم بسته و مقارن با شاخص توسعه و روند رشد اقتصادی در اهتزاز نگه دارد... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/3/17

. در آستانه ی آغاز فعالیت کارخانه پلیمر پاکت پرند زاهدان(هشتمین مولود گروه شرکتهای صنایع سیمان زابل) نشست خبری "اقتصاد مقاومتی در کارنامه موفق عملکرد این مجموعه ی کاملا خصوصی" برگزار شد تا با تورق خاطرات کارآمد کارآفرینی (محمدرضا احسانفر) مردی برخاسته از همین "سیستان و بلوچستان", زادبوم شایستگیهای نابرخوردار ایران, مروری شود بر اینکه سرمایه های خِرّد و ظرفیتهای بزرگ ایران زمین "هستند و میتوانند, اگر باور شوند..." البته در نهاد "موفق ها" خاصیتیست که اگر همراهی نشوند هم نمی ایستند, اگر راهی نیابند هم راهی برخواهند ساخت, و اگر باورشان نکنی با محصول اراده شان اثبات خواهند شد... اقتصاد مقاومتی فارغ از شعار, درست یعنی همین! یعنی برای "وابستگی" سهم قابلی قائل نبودن, یعنی اقتصاد حاصل از حرکت بر مدار شعور و خرد نه شعار و تعصب... بیش از هزار شغل مستقیم و بالغ بر چهار هزار اشتغال غیرمستقیم تنها یکی از دستاوردهای مجموعه ایست که امروز فراتر از ظرفیت اسمی کارخانه اش تولید میکند, بیش از انتظار بازار دست به گریبان با رکود مصرف تحویل میدهد, بزرگترین صادرکننده کشور به افغانستان است و بزرگترین صادرکننده سیمان ایران به پاکستان! "سیمان سیستان", علیرغم بناشدن در قلب محرومیت, در سال نسبتا راکد و نامساعدی که بر تولید گذشت, توانست افراشته ترین پرچم موفقیت در صنعت سیمان را در این صنف تولیدی هم بسته و مقارن با شاخص توسعه و روند رشد اقتصادی در اهتزاز نگه دارد... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده

1396/2/26


. . "هيچ کجا, هيچ زمان, فرياد ِ زنده گي بي جواب نمانده است... به صداهاي ِ دور گوش ميدهم از دور به صداي ِ من گوش مي دهند من زنده ام... فرياد ِ من بي جواب نيست، قلب ِ خوب ِ تو جواب ِ فرياد ِ من است" اینبار "برهه" واقعا حساس است... گرچه به زندگی کردن در برهه حساس عادت داریم ولی اینبار خیلی متفاوت است این حساسیت انتخاب بین دو راه است, دو مسیر با دو مقصد متفاوت... یا باید بر عهدمان برای صلح, برای آشتی, برای توسعه, برای آزادی, برای اعتدال, برای اصلاح, برای فرزندانمان, برای زندگی و برای "ایران" بمانیم, یا باید به عقب برگردیم... من برای برنگشتن "این جمعه می آیم" تو هم بیا, تا فریادم بی پاسخ نماند... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

1396/2/26

. . "هيچ کجا, هيچ زمان, فرياد ِ زنده گي بي جواب نمانده است... به صداهاي ِ دور گوش ميدهم از دور به صداي ِ من گوش مي دهند من زنده ام... فرياد ِ من بي جواب نيست، قلب ِ خوب ِ تو جواب ِ فرياد ِ من است" اینبار "برهه" واقعا حساس است... گرچه به زندگی کردن در برهه حساس عادت داریم ولی اینبار خیلی متفاوت است این حساسیت انتخاب بین دو راه است, دو مسیر با دو مقصد متفاوت... یا باید بر عهدمان برای صلح, برای آشتی, برای توسعه, برای آزادی, برای اعتدال, برای اصلاح, برای فرزندانمان, برای زندگی و برای "ایران" بمانیم, یا باید به عقب برگردیم... من برای برنگشتن "این جمعه می آیم" تو هم بیا, تا فریادم بی پاسخ نماند... . #ابراهیم_طاهرخانی_کدخدایی

مشاهده